![]() |
![]() |
|
| وبلاگ علمی-نجومی دانش آموزی |
|
بامداد یکشنبه ۳۰ام دی را به خاطر بسپارید. در این شب اگر نگاهی به ماه ۱۲ روزه بیندازید، میتوانید سیاره سرخ رنگ مریخ را از قدر حدود ۱- در یک درجهای شرق آن ببینید. پس از غروب خورشید، درخشش مریخ در کنار ماه در شاخ ثور با دوربینهای دوچشمی به زیبایی دیده میشود و این دو جرم زیبای آسمان در ساعت ۳:۱۵ بامداد یکشنبه به وقت مرکز ایران به نزدیکترین فاصله از یکدیگر میرسند، اگر توانستید که از گرمای خانه دل بکنید میتوانید، جلوههای زیبای آسمان زمستان را در نزدیکی این دو شاهد باشید. شش ضلعی زمستانی که زیباترین اجرام آسمان را همچون سحابی شکارچی در خود جای داده است و همچنین درخشش دنباله دار شگفت انگیز هولمز در سمت غربی این اجرام در صورت فلکی برساووش پدیدههای دیگر رصدی قابل مشاهده هستند. اگر تلسکوپ یا دوربین دوچشمی با بزرگ نمایی ۲۰ برابر به بالا دارید به دیدار سیاره زحل در درنزدیکی ستاره قلب الاسد نیز بروید که رفته رفته گوشهایش را میخورد! در واقع زاویه حلقههای زحل نسبت به ناظر زمینی در حال کمتر شدن است و در چند سال آینده این حلقهها به کم ترین اندازه زاویهای خود خواهند رسید. نیمه شب صورتهای فلکی بهاری همچون سنبله، ارتفاعشان را از افق بیشتر میکنند و مجالی را برای رصدگرانی میدهند، که به فکر شرکت در ماراتن مسیه ایران هستند. نزدیک به طلوع خورشید، صورتهای فلکی تابستانی نیز طلوع میکنند. درخشش خیال انگیز زهره در میان ستارگان مارافسای بسیار به چشم میاید. دقایقی مانده به طلوع، سیاره مشتری را می بینید که در میان ستارههای راه کاهکشان که در نور افق ناپدید شده اند سر از افق بیرون میآورد در حالی که در ۱۲ درجهای زهره دیده میشود. لباس گرمی بپوشید و با ابزارهاي رصدیتان که میتواند تنها چشمهاي شما باشد به دیدار الماسهای آسمانی بروید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/29ساعت 21:44 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
تلسكوپ فضايي هابل يك جفت حلقه تابان و درخشنده را كه پيش از اين هرگز مشاهده نشده بود، كشف كرد.
به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، به گفته دانشمندان يكي از اين حلقه ها در درون ديگري لانه كرده است.
اين الگوي حلقهيي دوقلو در اثر خميدگي پيچيده نور از دو کهکشان دوردست که مستقيما پشت يک کهکشان عظيم قرار گرفته اند، مانند سه منجوق در يك ريسمان به وجود آمده است.
اين پديده جديد و بسيار نادر كه توسط تلسكوپ هابل شناسايي شده ميتواند راهي به سوي كشف اطلاعات بيشتر درباره ماده تاريك ،انرژي تاريك، ماهيت كهكشان هاي دور دست و حتي درجه انحناي كائنات باشد.
اين حلقههاي تابان با عنوان حلقه دوگانه اينشتين از سوي يك تيم بينالمللي از اخترشناسان با مديريت رافائل گاوازي و توماسو ترئو از دانشگاه كاليفرنيا كشف شده اند.
گفتني است اين يافته جزئي از پروژه در حال اجراي دوربين پيشرفته لنز اسلوآن براي تحقيقات است.
اين اختر شناسان نتايج يافته خود در دويست و بيست و يكمين نشست انجمن نجوم امريكا ارائه كردند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/29ساعت 21:39 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
دو اخترشناس آمريكايي به تازگي كهكشانهاي جديدي را شناسايي كردهاند كه سرنخهايي را درباره تكامل كهكشان «راه شيري» در اختيار دانشمندان قرار ميدهد.
به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كاريل گرونوال، استاديار تحقيقاتي ارشد دانشگاه ايالتي پن و اريك گاوسير، استاديار دپارتمان فيزيك و اخترشناس دانشگاه روتگرز خبر اين كشف تازه را در كنفرانس هفته جاري در تگزاس اعلام كردند.
اين كهكشانها توسط تلسكوپ فضايي هابل مشاهده شدهاند.
به گفته اين دو منجم، كهكشانهاي كشف شده از ابتداييترين كهكشانهاي شكل گرفته در كائنات هستند كه زماني كه كائنات تنها دو ميليارد سال سن داشت، تشكيل شدهاند.
اين كهكشانها بسيار كوچكتر از كهكشان راه شيري بوده و حدود 10 درصد اندازه و 5 درصد چگالي كهكشان راه شيري را دارند.
اين پژوهشگران ميگويند كشف اين اجرام آسماني و درك اين كه آنها مرحلهاي در تكامل كهكشان ما هستند، كليدي براي كشف فسيلي اصلي در مسير تكامل بشر است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/29ساعت 21:35 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
اخترشناسان با كمك تلسكوپ فضايي هابل موفق به شناسايي سيارهاي شدهاند كه ديسك گازي ــ غباري اطراف آن به شكل «شب پره» است. به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، منظومهاي از يك گروه چهار ستارهيي را در گوشهاي از كهكشان راه شيري مشاهده كردهاند كه تاكنون هرگز ديده نشده بود. سياره جديد با ديسك شب پرهيي شكل خود در صورت فلكي «پوپيس» واقع شده است. اخترشناسان ميگويند اين كشف ميتواند اطلاعات جديدي درباره چگونگي شكلگيري منظومههاي سيارهيي از جمله منظومه شمسي در اختيار آنها قرار دهد. سياره جديد كه «شب پره» نام گرفته حدود 112 سال نوري از خورشيد فاصله دارد و به دليل انتشار نور فشرده مادون قرمز شناسايي شده است. به گفته اخترشناسان، چنين ديسكهايي از مواد تشكيل دهنده خود سيارات شكل ميگيرند و در اطراف ستارههاي جوان فراوانترند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/29ساعت 21:32 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
تحقيقات جديد نشان مي دهند كه سرعت چرخش سياهچالهها از مرزهاي پيش بيني شده در فرضيه نسبيت فراتر مي رود. به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، ممكن است اين هيولاهاي آسماني با سرعت بسيار بالا چرخش كنند به گونه اي كه اين سرعت به حداكثر ميزان در نظر گرفته شده در فرضيه نسبيت انشتين نزديك شده باشد. اين يافتهها نتيجه رصدهاي 9 كهكشان غول آسا با استفاده از تلسكوپ پرتو ايكس چاندرا سازمان ناسا هستند. اين يافته پيشنهاد مي كنند كه اين چاههاي گرانشي غول آسا در هر روز يك دور كامل مي چرخند. ممكن است اين چرخش چندان سريع به نظر نرسد اما اين ميزان سرعت براي چنين اجرامي با اين اندازه بسيار سريع است. يكي از پژوهشگراني كه در اين تحقيق شركت دارد مي گويد: چرخش سياهچالهها كليد معماهاي علم اخترفيزيك را در اختيار دارد. اين چرخشها ميتوانند چگونگي تولد سياهچالهها، رشد آنها و همچنين چگونگي عملكرد انفجارهاي پرتو گاما را روشن كنند. يك سياهچاله كه با سرعت زياد مي چرخد فضا را نيز به چرخش در مي آورد. اين تاثير، زماني كه با گاز در حال جريان به سوي سياهچاله ميپيوندد ميدان مغناطيسي را ايجاد مي كند كه مقدار بسيار زيادي از گاز را به صورت يك فوران پرسرعت و پر انرژي از مجاورت سياهچاله به اطراف پرتاب مي كند. به نوشته پارساسكاي، مقدار انرژي كه اين فورانها در هر ثانيه آزاد مي كنند پنجاه برابر انرژي است كه خورشيد ما در يك سال به صورت پرتو آزاد ميكند. سياهچالهها حتي با فشرده كردن شكل گيري ستارهها در رشد كهكشانها تاثير ميگذراند. سرپرست اين گروه از پژوهشگران مي گويد: چرخش سياهچالهها بين 90 تا 100 درصد از حداكثر ميزان مجاز در فرضيه نسبيت است. اين بدان معني است كه بزرگترين سياهچاله هاي موجود در مركز كهكشانهاي غول آسا با چرخشهاي بزرگ مرتبط هستند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/29ساعت 20:19 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
سیاره تیزپا ( عطارد )، در طی این روزها به بهترین وضعیت رصدی خود در افق غربی خواهد رسید. اگر در شامگاه نگاهی به افق غربی بیندازید جسم پورنوری را خواهید دید که همان سیاره عطارد است. سیاره عطارد در 8 بهمن ماه به بیشترین کشیدگی خواهد رسید
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/29ساعت 20:13 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
دانشمندان مرکز فیزیک نجوم اسمیت سونین دانشگاه هاروارد تئوری جدیدی را با عنوان «تارهای کیهانی» (cosmic web) ارائه کردند که نشان می دهد ماده تاریک به همان روشی که تارهای عنکبوت تشکیل می شوند، در جهان پخش می شود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/24ساعت 17:35 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
کیهان شناسی که علم مطالعه آغاز، شکل گیری و تکامل عالم است هنوز نمی داند ۹۹% عالم را چه چیز تشکیل داده است. به نظر می رسد جز غیر قابل مشاهده ای قسمت اعظم عالم را تشکیل داده است که قابل شناسایی نیست این ماده وقعا چیست؟ چگونه آن را بشناسیم؟ اثبات وجود ماده تاریک:
ماده تاریک معمای کیهان جاذبه دلیل وجود ماده تاریک. اولین مدرک. خوشه های کهکشانی.مقدار قابل توجهی ماده در بررسی خوشه های کهکشانی وجود دارد که ما نمی توانیم به آسانی آنها را ببینیم. خوشه های که از تجمع چند صد تا چند هزار کهکشان یا کهکشان های تک در فضا بوجود آمده اند. در دهه ۱۹۳۰، zwicky، Smith، دو خوشه تقریبا نزدیک به هم Coma و Virgo را از لحاط کهکشان های تشکیل دهنده و سرعت خوشه ها مورد بررسی قرار دادند، و سرعتی که بدست آوردند چیزی بین ۱۰ تا ۱۰۰ برابر مقداری بود که انتظار داشتند. دلیل محکمتر: منحنی حرکت انتقالی کهکشان ها.دلایل قابل اعتماد تری در دهه ۱۹۷۰ در پی اندازه گیری منحنی های دوران کهکشان ها ارایه شد. علت قابل اعتماد تر بودن آنها این است که اطلاعات موثق تری در مورد تعداد یشتری کهکشان دست می دهند. چه میزان ماده تاریک وجود دارد؟کیهان شناسان میزان موجود در عالم را با پارامتری به نام امگا مورد بحث قرار می دهند. در یک عالم بسته یعنی عالمی که جرم آن در حدی است که عاقبت در خود فرو می ریزد امگا بیش از ۱ تعریف می شود. در یک عالم باز یعنی عالمی که تا ابد اجزای آن در حال دور شدن از یکدیگر هستند امگا کمتر از ۱ است و یک عالم مسطح به طور ایده آل امگایی برابر ۱ خواهد داشت. ▪ ماده معمول
ماده تاریک ممکن است از چیزهای معمولی مثل جنس سیارات تشکیل شده باشد، ۱) سیارات. ▪ ماده عجیب.
ماده تاریک هرچه که هست، مهمترین علت نیروهای گرانشی در این عالم است و حداقل باید سهم کوچکی در ساختار کنونی عالم داشته باشد این ماده آنقدر ها هم عجیب نیست فقط ماده ای است که الکترون، نوترون و پروتون ندارد. بسیاری از چنین ذرات شناخته شده اند و چند مورد از آن ها در حد تئوری هستند تا بتوان مشکل ماده تاریک را حل کرد. نتیجه گیری:ستاره شناسان هنگام رصد کهکشان ها دریافتند که مقدار بسیار زیادی ماده در عالم وجود دارد و کهکشان ها اتفاقی و نا مرتب در عالم جا نگرفته اند بلکه به صورت خوشه ها و ابر خوشه درمیان رشته ها و دیواره هایی جا گرفته اند که در بین شان تهی گاهها وجود دارند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/24ساعت 17:29 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
![]() پس از بارش شهابی اسدی در آبان ماه و بارش جوزایی در آذرماه، آغازگر بارش های شهابی زمستان بارش شهابی ربعی(Quadrantid) است. این بارش شهابی از بارش های فعال و پربار سالانه است که در محدوده صورت فلکی ربع قابل مشاهده است. اوج فعالیت این بارش از ۱۱ تا ۱۶ دی ماه است و معمولاً شب های سیزدهم و چهاردهم بیشترین تعداد شهاب های ربعی دیده می شوند. بارش شهابی همان برخورد شهاب ها با جو زمین و ورود احتمالی آن به زمین است. هنگامی که تعداد زیادی از شها ب ها در طول چند روز وارد جو زمین شوند، بارش شهابی دیده می شود. «شهاب سنگ ها» (Meteor) ذرات و تکه های جداشده کوچک و بزرگی از اجرام آسمانی هستند که در فضا پراکنده اند. یک شهاب سنگ می تواند تکه یی از ستاره دنباله دار، سیارک، سیارات منظومه خورشیدی و حتی ماه باشد. منشاء بیشتر شهاب هایی که با جو زمین برخورد می کند قطعات کوچکی از سر یک ستاره دنباله دار است. ستاره دنباله دار جرمی است که مدار بسیار بزرگی به دور خورشید دارد. آنها کوه های بزرگی از یخ و گاز و غبار هستند که ممکن است مدارشان از خارج از منظومه خورشیدی آغاز شود و تا نزدیکی های خورشید برسد. وقتی که یک دنباله دار در مدار خود به سمت خورشید در حرکت است، تحت گرانش شدید خورشید قرار می گیرد و به خاطر گرمای زیاد خورشید منابع عظیمی از یخ و گاز خود را از دست می دهد. تکه هایی از ستاره دنباله دار که از آن جدا شده اند به صورت رشته هایی در فضا باقی می مانند و با اجرامی که در مسیر آنها قرار دارد، برخورد می کنند. هنگامی که زمین در مسیر یکی از این رشته ها قرار داشته باشد، شهاب های آن رشته با جو زمین برخورد کرده و می سوزد. در این هنگام ما می توانیم برخورد شهاب ها با جو زمین را به صورت اجرامی نورانی ببینیم که به اصطلاح در حال باریدن هستند. صورت فلکی کوچک «ربع» در تقسیم بندی های جدید انجمن بین المللی نجوم جزئی از صورت فلکی عوا (بادبادک بزرگ آسمان) به شمار می آید. در واقع شهاب های بارش ربعی در صورت فلکی عوا قابل مشاهده است و شاید بتوان به آن بارش عوایی نیز گفت. کانون بارش ربعی در این محدوده کوچک، در نزدیکی ستاره بتا- عوا در سر بادبادک و نزدیک به مرز صورت فلکی اژدها است. از آنجا که در این ناحیه از آسمان صورت های فلکی دب اکبر، جاثی، اژدها و عوا در نزدیکی شمال آسمان قرار دارد، می توان بارش ربعی را بارش دور قطبی نیز نامید. ● منشاء بارش شهابی ربعی احتمالاً دنباله دار «پیتر جنیسکنز» از موسسه SETI در سال ۱۹۹۷ در مقاله یی به تجزیه و تحلیل بارش ربعی پرداخت. او نشان داد که این بارش بسیار جوان است و بیش از چند صد سال قدمت ندارد. بررسی جابه جایی شهاب واره ها در چند صد سال گذشته مشخص کرد که دو دنباله دار مذکور نمی توانند منشاء این بارش باشند. ویژگی جالب این بارش شیب زیاد منحنی فعالیت آن است، یعنی اوج آن در مدت چند ساعت اتفاق می افتد و به سرعت افت می کند. «جنیسکنز» این اثر را به تمایل مداری زیاد دنباله دار منشاء مربوط دانست. یک گروه تحقیقاتی دو سال قبل از آن به سرپرستی «جنیسکنز» در مقاله یی نشان داده بودند که منشاء بارش ربعی سیارک تازه کشف شده EH۱۲۰۰۳ است. او معتقد است این سیارک، بازمانده یا تکه یی از یک دنباله دار است. رصدها این گفته را تایید می کند که احتمالاً این سیارک بخشی از دنباله د ار C/۱۴۹۱Y۱ است که در ۵۰۰ سال قبل از آن جدا شده است. علاوه بر این، رصدها نشان می دهند توزیع جرمی شهاب های این بارش یکسان نیست. در نتیجه درخشندگی شهاب ها در بازه های زمانی مختلف تغییر می کند. مدت زمان فعالیت اصلی بارش ربعی تنها حدود ۲۰ ساعت است و هر سال تنها در عرض های معتدل و بالای نیمکره شمالی زمین قابل مشاهده است. اوج بارش شهابی سال پیش در شامگاه ۱۳ دی بود. امثال نیز در شب ۱۴ و صبح ۱۴، بارش ربعی به اوج فعالیت خود می رسد که البته ممکن است این دوره اوج تا یکی، دو شب به جلو بیفتد. بارش ربعی امسال صبحدم چهاردهم دی به اوج فعالیت خود می رسد. زمان پیش بینی شده اوج بارش مطابق داده های سازمان بین المللی شهاب(IMO) ساعت ۴۰/۶ به وقت جهانی برابر ۱۰/۱۰ صبح به وقت ایران است. اگر شهاب ها درست مطابق پیش بینی ظاهر شوند، بخش اصلی اوج بارش در ایران دیده نمی شود، اما کماکان بارش زیبایی خواهد بود. ZHR (Zenithal Hourly Rate) بارش ربعی امسال بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ شهاب در ساعت خواهد بود. این میزان شهاب در ساعت اوج فعالیت این بارش قابل رصد است ( ZHRمیانگین بارش شهاب در طول یک ساعت است). در واقع ZHR تعداد شهاب های قابل مشاهده برای یک نفر در مدت یک ساعت است. این میزان بر هر رصدگری در نقاط مختلف متفاوت می تواند باشد، اما تفاوت آنها با یکدیگر اندک است. سرعت ورود شهاب های ربعی به جو زمین ۴۱ کیلومتر بر ثانیه است. سرعت این شهاب ها کمتر از سرعت تندترین شهاب های سقوط کننده به جوٌ زمین (همچون شهاب های اسدی) است. شهاب های ربعی سرعت نسبتاً کمی دارد و درخشان ترین آنها به رنگ آبی، زرد و مایل به سبز ظهور می کند. منطقه بارش ربعی در آسمان حدود ۱۰ درجه شمالی ستاره بتا عوا است که در سر باد بادک قرار دارد. بارش شهابی ربعی آخرین و مهم ترین بارش شهابی در سال خورشیدی است، پس این فرصت را از دست ندهید؛ امشب و فردا شب بارش ربعی کماکان در اوج فعالیت خود قرار دارد، هر چند نه مانند دیشب. اگر از سرمای زمستان هراسی ندارید این شب ها با لباسی گرم به پشت بام بروید و از شهاب باران ربعی در آسمان شهرتان لذت ببرید. برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت Astronomeronline Theبه نشانی زیر مراجعه کنید؛ www.theastronomer.org/ forthcoming_meteors.html |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/10/23ساعت 14:43 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
خوشه های ستاره ای عبارتند از گروهی از ستارگان
همانند از نظر سن و ترکیبات که از یک ابر بین ستاره ای
و تقریبا همزمان به وجود آمده ونیروی گرانش آنها را در
کنار هم قرار داده است.
"خوشه های باز "(که معمولا خوشه های کهکشانی
نامیده می شوند)چندین تا چند هزار ستاره نسبتا جوان
که به صورت گروهی باز و درخشنده وداغ وآبی هستند.
پراکنده ترین خوشه باز ستاره ای به نام "مجتمع ستاره
ای "خوانده میشود.خوشه پروین در صورت فلکی ثور یک
خوشه نسبتا متراکم است.
"خوشه های کروی عبارتند از توده ای از ستارگان در
فضایی نسبتا کروی که تعداد آنها تا چندین میلیون هم
می رسد و در اوایل شکل گیری کهکشان به وجود آمده
اند.ستارگان خوشه های کروی معمولا مسن به صورت
غول و ابر غول بوده و در بین آنها خیلی کم گازهای بین
ستاره ای یافت می شود.اکثر خوشه های کروی از
زمین بسیار دور هستند.درخشنده ترین آنها باچشم
معمولی به صورت یک ستاره مات به نظر می آید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/22ساعت 11:13 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/21ساعت 23:44 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/21ساعت 23:41 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/19ساعت 16:37 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/19ساعت 16:28 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/19ساعت 16:17 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/19ساعت 16:6 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
در حالیکه شماری از کهکشان ها نسبتا آرام هستند، برخی دیگر بسیار درخشانند و گسیل امواج مختلف از آنها، مشاهده مستقیم شان را در سرتاسر کیهان فراهم می آورد
دانشمندان به تازگی دریافته اند که کوازار (اخترنما) ها هنگامی شکل می گیرند که سیاه چاله های ابر پرجرم واقع در مرکز کهکشان ها، به طور فعال از مواد اطرافشان تغذيه می کنند. حال این پرشس مطرح است که موارد مورد مصرف سیاه چاله ها از کجا می آیند؟ و چه چیز سبب انفجار و درخشش کوازار ها می شود؟ تحقیقاتی که به تازگی توسط دو اخترشناس دانشگاه هاوایی به نام های های فو و آلن استاکتون صورت گرفته حاکی از ارائه پاسخی برای پرسش های مطرح شده می باشد. هنگامی که یک کهکشان غنی از گاز با کهکشانی غول برخورد می کند، مقادیر زیادی گاز تازه هیدروژن و هلیوم مستقیما به داخل سیاه چاله ابر پرجرم مرکزی کهکشان رانده می شود. سپس این مواد گرم شده، با یکدیگر کنش کرده و در نهایت در سراسر طيف های الکترومغناطيسى می درخشند.در همین حال انفجار هایی که در اطراف قرص بر افزایشی سیاه چاله رخ می دهند، موارد را دوباره به بیرون می رانند.
نمایی شبیه سازی شده از برخورد کهکشانی غنی از گاز با یک کهکشان غول که سبب ایجاد یک کوازار (اختر نما) شده است.
پیش از این نیز اخترشناسان بر این عقیده بودند که در فرایند هایی مشابه چنین مکانیزمی حاکم است،اما نمی دانستند که این میزان سوخت گاز از کجا حاصل می شود.در نهایت محققان با بهره گیری از تلکسوپ فضایی هابل و تلسکوپ های غولپیکر موناکی واقع در ایالت هاوایی توانستند مولکول های شیمایی سازنده موادی که به داخل کوازار های دور سقوط می کردند را مورد مطالعه و آنالیز قرار دهند. آنها دریافتند که این گاز ها در واقع همان هیدروژن و هلیوم خالص بودند. چنین گاز هایی از زمان انفجار بزرگ تا کنون همچنان تازه و دست نخورده باقی مانده اند و با بسیاری از مواد آلوده به عناصر سنگینی همچون کربن و اکسیژن ،که ستارگان را تشکیل می دهند و یا در اطراف کهکشان غول وجود دارند، متفاوت هستند.در حقیقت سیاه چاله های ابر پرچرم واقع در قلب کهکشان های برخوردی از موادی پاکیزه و آری از هر گونه آلودگی تغذیه می کنند! این تفاوت حاکی از آن است که گاز هایی که به داخل سیاه چاله مرکزی کهکشان سقوط می کنند، از منبعی خارجی سرچشمه می گیرند.این منبع بیرونی می تواند کهکشانی دیگر باشد که در حال پیوستنبه کهکشان اصلی است (فرایند برخورد و کهکشان).این مواد داخل می شوند و دوباره خارج می گردند.در همین حال نیرو ها و انرژی های بسیار عظیمی که در این فرایند نقش دارند، مواد داخل سیاه چاله را به بیرون می رانند.گستره این رانش گاهی به هزاران سال نوری نیز می رسد. در کهکشان های برخوردی در طی میلیون ها سال ،گرانش بسیار زیاد سبب می شود تا دو کهکشان مستقل به سوی یکدیگر کشیده شوند و در نهایت با یکدیگر برخورد کنند.این پروسه از تحول کهکشانی شباهت زیادی با فرایند شکل گیری کهکشان راه شیری در طی میلیارد ها سال دارد.
|
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/19ساعت 15:56 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
جهان چگونه زاده شد ؟
به حکم ایزد یزدان سالها قبل به عبارتی میلیارد ها سال قبل ا نفجار عظیم در اسمان اول رخ داد که حاصل ان ستاره ها وسیاراتی است که امروز ما انهارا می بینیم و رمین ابی رنگ و ماه سفید فام ما هم جزئی از این انفجار بزرگ است.این نظریه در عالم علم به تئوری Big Bang مشهور است. اسمان همزاد ققنوس
کمی به عقب بر می گردیم به عالم افسانه ها به سوی ققنوس .موجودی که از خاکستر خود دوباره متولد می شد .ایا می توانیم اجرام اسمانی را نیز ققنوس بنامیم ؟ هر ستاره ای که نابود میشود ندای تولد اجرامی جدیدرا می دهد مانند منضومه ی شمسی که کمی قبل تر از چهار ملیارد سال قبل از توده ی عظیمی از غبار و گاز به وجود امد. ان توده در تمام طول حیاط جهان وجود داشته است شاید شاید ده تا پانزده ملیار د سال از عمر ان توده میگذشت که فرو پاشی ان اغاز گردید .
توده ی با این قدمت و عظمت چرا به یکباره از هم پاشید؟
شاید دلیل ان ضربه و فشاری قوی بود سوالی دیگر. منبع این فشار ناشی از ضربه کجا بود؟ واما دلیل ان ا نفجار ا بر نواختری بود که نزدیک این توده ی عظیم و مرموز ما بود.
كهكشان ها چگونه و چه زماني شكل گرفته اند؟ اما كهكشانها انواع مختلفى دارند كه عبارت است از: نامنظم، بيضوى و مارپيچى. ازموادي كه در اطراف كهكشانها باقى مانده بودند بازوهاى كهكشانى شكل گرفتند اما چون فشردگى مواد را در آن قسمت فضا وجود داشت ونيز كهكشانهاى شكل گرفته بسيار نزديك به هم بودند طبيعتاً برخوردها هم زياد بوده است بطوري كه دوكهكشان با هم ادغام شده و يك كهكشان بزرگتر تشكيل مى دادند يا سبب ساز بازوهاى كهكشانى بزرگتر مى شدند. اين اثرات در بحث انتقال به سمت قرمز يا رد شيفت مى گنجند. اين انفجار چقدر طول كشيد؟ براى لحظه انفجار بزرگ عدد 1043 را در نظر مى گيرند و بعد از آن لحظه، حادثه شروع مى شود كه حتى هنوز به هزارم ثانيه هم نرسيده، تغييرات در حال رخ دادن بوده است. عالم در ابتدا چگونه به نظر مي آمد؟ آشكار است براي آگاهي از چگونگي اولين ثانيه ها و يا بهتر بگوييم اولين اجزاي ثانيه هاي پس از انفجار اوليه نبايد از ستاره شناسان پرسيد بلكه در اين مورد بايد به فيزيكدان هاي متخصص در امر فيزيك ذره اي مراجعه كرد كه در مورد تشعشعات و ماده در شرايط كاملا سخت و غير عادي تحقيق مي كنند و تجربه مي كنند. تاريخ كيهان معمولا به 8 مقطع كاملا متفاوت و غير مساوي تقسيم مي شود : مرحله اول - صفر تا 43- 10 ثانيه اين مساله هنوز برايمان كاملا روشن نيست كه در اين اولين اجزاي ثانيه ها چه چيزي تبديل به گلوله آتشيني شد كه كيهان بايد بعدا از آن ايجاد گردد . هيچ معادله و يا فرمول هاي اندازه گيري براي درجه حرارت بسيار بالا و غير قابل تصوري كه در اين زمان حاكم بود در دست نمي باشد. مرحله دوم- 43- 10 تا 32- 10 ثانيه اولين سنگ بناهاي ماده مثلا كوارك ها و الكترون ها و پاد ذره هاي آنها از برخورد پرتوها با يكديگر به وجود مي آيند. قسمتي از اين سنگ بناها دوباره با يكديگر برخورد مي كنند و به صورت تشعشع فرو مي پاشند. در لحظه هاي بسيار بسيار اوليه ذرات فوق سنگين نيز مي توانسته اند به وجود آمده باشند. اين ذرات داراي اين ويژگي هستند كه هنگام فروپاشي ماده بيشتري نسبت به ضد ماده و مثلا كوارك هاي بيشتري نسبت به آنتي كوارك ها ايجاد مي كنند. ذرات كه فقط در همان اولين اجزاي بسيار كوچك ثانيه ها وجود داشتند براي ما ميراث مهمي به جا گذاردند كه عبارت بود از : افزوني ماده در برابر ضد ماده مرحله سوم- از 32- 10 ثانيه تا 6- 10 ثانيه كيهان از مخلوطي از كوارك ها ، لپتون ها ، فوتون ها و ساير ذرات ديگر تشكيل شده كه متقابلا به ايجاد و انهدام يكديگر مشغول بوده و ضمنا خيلي سريع در حال از دست دادن حرارت هستند. مرحله چهارم- از 6- 10 ثانيه تا 3- 10ثانيه تقريبا تمام كوارك ها و ضد كوارك ها به صورت پرتو ذره ها به انرژي تبديل مي شوند. كوارك هاي جديد ديگر نمي توانند در درجه حرارت هاي رو به كاهش به وجود آيند ولي از آن جايي كه كوارك هاي بيشتري نسبت به ضد كوارك ها وجود دارند برخي از كوارك ها براي خود جفتي پيدا نكرده و به صورت اضافه باقي مي مانند. هر 3 كوارك با يكديگر يك پروتون با يك نوترون مي سازند. سنگ بناهاي هسته اتم هاي آينده اكنون ايجاد شده اند. مرحله پنجم - از 3- 10 ثانيه تا 100 ثانيه الكترون ها و ضد الكترون ها در برخورد با يكديگر به اشعه تبديل مي شوند. تعدادي الكترون باقي مي ماند زيرا كه ماده بيشتري نسبت به ضد ماده وجود دارد. اين الكترون ها بعدا مدارهاي اتمي را مي سازند. مرحله ششم - از 100 ثانيه تا 30 دقيقه در درجه حرارت هايي كه امروزه مي توان در مركز ستارگان يافت اولين هسته هاي اتم هاي سبك و به ويژه هسته هاي بسيار پايدار هليم در اثر همجوشي هسته اي ساخته مي شوند. هسته اتم هاي سنگين از قبيل اتم آهن يا كربن در اين مرحله هنوز ايجاد نمي شوند. در آغاز خلقت عملا فقط دو عنصر بنيادي كه از همه سبكتر بودند وجود داشتند : هليم و هيدروژن مرحله هفتم - از 30 دقيقه تا 1 ميليون سال پس از خلقت پس از گذشت حدود 300000 سال گوي آتشين آنقدر حرارت از دست داده كه هسته اتم ها و الكترون ها مي توانند در درجه حرارتي در حدود 3000 درجه سانتي گراد به يكديگر بپيوندند و بدون اينكه دوباره فورا از هم بپاشند اتم ها را تشكيل دهند . در نتيجه آن مخلوط ذره اي كه قبلا نامرئي بود اكنون قابل ديدن مي شود. مرحله هشتم - از يك ميليون سال پس از خلقت تا امروز از ابرهاي هيدروژني دستگاههاي راه شيري ستارگان و سيارات به وجود مي آيند. در داخل ستارگان هسته اتم هاي سنگين از قبيل اكسيژن و آهن توليد مي شوند كه بعد ها در انفجارات ستاره اي آزاد مي گردند و براي ساخت ستارگان و سيارات و حيات جديد به كار مي آيند. عناصر اصلي حيات زميني چه زماني پديدار شد؟ و يا كربن يعني سنگ بناهاي اصلي لازم و ضروري براي زندگي و حيات بوجود آمدند.براي زمين با توجه به گوناگوني حيات كه در آن وجود دارد 3 چيز از اهميت خاصي برخوردار بوده است: از همان ابتداي خلقت هميشه ماده بيشتري نسبت به ضد ماده وجود داشته و بنابراين همواره ماده براي ما باقي مي ماند. در مرحله ششم هيدروژن به وجود آمد اين ماده كه سبك ترين عنصر شيميايي مي باشد سنگ بناي اصلي كهكشانه ها و سيارات مي باشد. هيدروژن همچنين سنگ بناي اصلي موجودات زنده اي است كه بعدا روي زمين به وجود آمدند و احتمالا روي ميلياردها سياره ديگر نيز وجود دارند. در مركز ستارگان اوليه هسته اتم هاي سنگين از قبيل اكسيژن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/19ساعت 15:46 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
پیشگویان بسیاری درباره پاین جهان پیشگویی هایی کرده اند. در تاریخ
بشری این نوع پیشگویی های عوامانه فراوان دیده می شود
برخی دیگر بشر همراهبا تمام جهان هستی نابود می شود
عوامانه و فاقد سندیت علمی می باشد؛ نظریه های فیزیک چیز
ادواری است؛ در این نظریه جهان به نوعی خاص ابدی است.
نظریه با مشاهدات جور در می آید ، اما ادامه نظریه می گوید و بالاخره این انبساط متوقف شده و تبدیل به انقباض بزرگ می شود.
بعد از انقباض بزرگ و جمع شدن کل ماده موجود جهان در یک نقطه
دو باره 1- انرژی هایی که به خاطر وجود ماده در جهان وجود دارد ؛ این نوع انرژی را می توان با معادله معروف هم ارزی جرم و انرژی انیشتین محاسبه کرد. 2- انرژی جنبشی کل جهان ؛ این نوع انرژی هم با داشتن جرم و
سرعت کهکشان ها قابل محاسبه است.
3- انرژی جاذبه ای ما بین ذرات؛ این انرژی نیز با داشتن جرم، فاصله و سرعت های نسبی قابل محاسبه است .
اگر مجموع انرژی های جهان صفر باشد انبساط جهان بالا خره روزی
می ایستد و جهان در همان حال باقی خواهد ماند.
دچار مرگ حرارتیخواهد شد. مرگ حرارتی یعنی این که
خواهند پاشید و تمام انرژی های موجود در
در جهان حدوداً بعد از 6*10^30 سال تمام پروتون ها از هم
خواهند پاشید ،نوترونها هم که به تنهایی
براین آخرین اجسام نیز از هم خواهند پاشید .
تبخیر و به انرژی تبدیل خواهندشد.
غباری سرد و رقیق و جهانیبی کران و مرده و آکنده از تشعشعات کشنده خواهد بود، صحرایی کاملاً مرده و بدون هر گونه
تحرک و فعالیتی خواهد بود. اگر مجموع انرژی های جهان مثبت باشد ،جهان به انبساط خود
ادامه خواهد داد. احتمال این که چنین جهان منبسط و پر انرژیی
خواهد بود.
سیاه چاله نیز دارای انرژی مثبت خواهد بود. در این جهان تمامی اتفاقاتی که در جهان نوع قبل- که
مجموع انرژی هایش صفر است_رخ داده بود دوباره رخ خواهد
شد که ما عملاً هیچکدام را نخواهیم دید.
می رسد آینده ما آینده ای سرد و تاریک و ترسناک خواهد بود. اگر مجموع انرژی های جهان منفی باشد جهان پس از مدتی شروع
به انقباض خواهد کرد . در این صورت آینده ما آینده ای دردناک خواهد بود . نور ستارگان به جای قرمز
به طرف آبی متمایل خواهدشد، در این صورت به آسمان
روز روشن خواهد بود .
زمین و تمام سیارات در هر منظومه ای بخار خواهند شد
این نیرو مقاومت کرد. امروزه پیشرفتهای بسیاری در زمینه محاسبه مجموع انرژی های کل
کیهان صورت گرفته ولی این هنوز پروژه ای در دست تحقیق است و ما برای این کار هنوز در اول راه
قرار داریم. سخن آخر: به هر صورت جهان ما بر یکی از دو قسم است ؛ یا جهانی است که
سیکل تولد و مرگ تا ابد در این جهان ادامه دارد. ما در چنین جهان بسته ای هرگز از وجود جهان
های دیگر باخبر نخواهیم شد . در چنین جهانی دست یافتن به فنا ناپذیری در چنین جهانی غیر ممکن
است . یا جهانی باز بوده که در این صورت مرگی سرد و قطعی در انتظار ماست . اگر ما در باره ی هر یک از حالات فوق اطلاعات بیشتری به دست
آوریم قادر خواهیم بود که روز نهایی را بسیار به عقب بیاندازیم . چرا تلاش و مبارزه نکنیم ؟ اگرچه ممکن
است درنهایت مجبور به اعتراف به شکست در مقابل پایان ناگزیر باشیم ، ولی به هیچ وجه مجبور نیستیم
پیش از امتحان تمامی راه های مبارزه و فرار در مقابل چنگال گریز ناپذیر ، به چنین شکستی اعتراف کنیم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/19ساعت 15:23 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/10/18ساعت 22:21 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
تابش میکند. اين جرم ستارهشناسان جرم تپنده ناشناختهای را کشف کرده اند که به طور متناوب در محدوده پرتو X رفتاري شبيه تپاخترها دارد.
دانشمندان به مدت ۱۲ ساعت دوربین تصویربرداری فوتونی تلسکوپ XMM-Newton را به سوی جرم آسمانی RRAT J۱۸۱۹-۱۴۵۸ نشانه رفتند و ملاحظه کردند که این جرم در محدوده فرکانسهای پرتو X میتپد. این تپش نشان میدهد که چشمه پرتوها هر ۲۶/۴ ثانیه یک بار به دور خود میچرخد. این جرم حدود هر ۳ ثانیه یک فوران رادیویی دارد که فقط ۳ میلی ثانیه طول میکشد. چنین رفتاری معرف یک جرم با تابش چرخشی ناپایدار است که RRAT خوانده میشود.
به عقیده دانشمندان RRATها ممکن است ستارههای نوترونی چرخنده باشند. ستارههای نوترونی بقایای درهم فشرده ستارگان مرده هستند که در قطر ۱۰ تا ۱۲ کیلومتری آنها، جرمی بیش از جرم خورشید گنجانده شده است و بنابراین، بسیار چگال هستند. بیشتر ستارههای نوترونی تپ اخترهای رادیویی هستند، به سرعت به دور خود میچرخند و تابششان مثل فانوس دریایی فضا را جاروب میکند، به همین دلیل تپنده به نظر میرسند. با اینهمه، RRATها تنها از روی فورانهای رادیوییشان شناخته میشوند. علاوه بر تابش متناوب پرتو X، RRATها خاصیت دیگری هم دارند، آنها هنگامی که پرتوهای X از سطح ستاره نوترونی تابیدند، فرکانسهای خاصی را جذب میکنند. مشاهدات کنونی نمیتوانند به درستی نشان دهند که جذب کجا اتفاق میافتد. جذب یا در جو گازی اطراف ستاره نوترونی رخ میدهد یا به وسیله ذراتی که در میدان مغناطیسی ستاره به دام افتادهاند انجام میشود که نشان میدهد RRATها میدان مغناطیسی قوی دارند. از زمان اعلام کشف ۱۱ RRAT در فوریه ۲۰۰۶، دانشمندان ۱۰ RRAT دیگر شناسایی کرده اند و این نشان میدهد که شاید آنها جمعیت مهمی را در کهکشان ما شامل میشوند. مشاهده سایر RRATها اطلاعات بیشتری در اختیار دانشمندان قرار میدهد. برای مشاهده RRATها دانشمندان، با استفاده از رادیوتلسکوپ ها در سراسر جهان به جستجوی آنها میپردازند و زمان دقیق فورانشان را تعیین میکنند. با اندازهگیری دقیق زمان رسیدن فورانها، محل RRATها در آسمان با دقت بیشتری تعیین میشود. هنگامی که محل آنها مشخص شد، تلسکوپهای پرتو X میتوانند به سوی آنها نشانه روند. بررسی طبیعت RRATها در پرتو X بینش ستارهشناسان را درباره این اجرام عجیب افزایش میدهد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/10/18ساعت 21:59 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/10/18ساعت 21:39 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
یکی از اولین مناطقی که شما ممکن است مایل باشید
در آسمان شب مورد شناسایی قرار دهید منطقة البروج
وخط مرکزی آن یعنی دایرة البروج است که در درون نوار
آن زمین و ماه و خورشید و سیارات عبور می نمایند.
ضمن این که کره زمین گردش سالانه را در مدار خود
انجام می دهد به نظر می رسد که خورشید مسیری را
نسبت به آسمان پشت سر خود می پیماید. این مسیر
ظاهری را اصطلاحا دایرة البروج یا دایره گرفتگی گویند و
سطحی شامل ۸ درجه شمال و جنوب آن را منطقة
البروج می گویند.از آنجا که تمام سیارات (به جز پلوتو)کم
و بیش در صفحه ای هم خوان با زمین حرکت می کنند
لذا همه دردرون نوار دابرة البروج هستند.
در حدود قرن پنجم قبل از میلاد اختر گویان بابلی
و شاید یونانی) دایرة البروج را به ۱۲ قسمت که
هر کدام حدود ۳۰درجه اند تقسیم و هر یک را با نام یک
صورت فلکی شناسایی می کردند.نام تمام ۱۲ برج به
جز یکی(صورت فلکی میزان ) از اسامی جانداران گرفته
شده و به همین دلیل نام منطقة البروج در اصل "دایره
حیوانات"بوده است.
. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/17ساعت 14:0 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
بیشتر ستارگان دارای حداقل یک همدم هستند که در این صورت
آنها را جفتی (دوتایی) سه تایی یا سامانه های چندتایی
برحسب تعدادشان می نامند.این ستارگان از نظر دیدن از درون
دور بین دو چشمی و تلسکوپهای کوچک بسیار قشنگ و جالب
هستند.سامانه های ستاره ای چندتایی فیزیکی با نیروی گرانش
با هم در ارتباطند و ستارگان درون آنها به دور هم می چرخند.
سامانه های ستاره ای چندتایی اپتیکی با هم ارتباطی ندارند و
اغلب باهم دارای فواصل زیادی هستند و فقط به این لحاظ که از
نظر ما در یک راستا قرار می گیرند ظاهرا به هم نزدیک به نظر
می رسند.بعضی از سامانه های چندتایی فیزیکی به نام
"دوتایی های اسپکتروسکوپیگ" خوانده می شوند اینها چنان به
هم نزدیکند که نمی شود آنها را از هم تفکیک کرد.حضور بیش از
یک ستاره رادر یک نقطه را فقط از طریق طیف نور ساطع شده از
مجموعه می توان درک کرد.نوع دیگر ستارگان دوتایی به نام
"دوتایی گرفتی" نامیده میشوند.در چنین سامانه ای یک ستاره
به طور متناوب باعث گرفتگی دیگری می گردد.این حالت وقتی
اتفاق می افتد که یکی در مدار خود از مقابل دیگری عبور
می کندو باعث کم شدن نور ستاره برای چند ساعتی میشود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/17ساعت 13:55 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
انفجار بزرگ يا مه بانگ امروزه يكي از مقبول ترين نظريات درباره جهان و آغازش است كه مي گويد جهان و تمامي مواد موجود در آن طي يك انفجار بسيار عظيم به وجود آمده است .البته اختلاف نظر در باره جزئيات اين نظريه زياد است؛ مثلاً اين كه آيا انفجار بزرگ از يك تكينگي( فشردگي ماده تا حدي كه حجم آن صفر شود) به وجود آمده است يا نه .ولي اكثريت قاطع روي يك چيز متفق القول اند، و آن اين كه اين انفجار واقعاً روي داده است . نظريه انفجار بزرگ براي اولين بار به طور رسمي توسط يك كشيش بلژيكي به نام كانون لوتمر به جهان علم ارائه گرديد. البته قبل از او هم سر و صداهايي در اين باره وجود داشت .مستند ترين آنها در قرآن مجيد است. خداوند در سوره انبياء آيه 30 مي فرمايد : <آيا كافران نديدند كه آسمان ها و زمين يكپارچه( بسته) بودند و ما آنها را از هم جدا ساختيم( بشكافتيم) و از آب هر چيزي را زنده گردانديم پس چرا باز به خدا ايمان نمي آورند> آغاز نظريه انفجار بزرگ كشف ارزشمند كريستين دوپلر بلژيكي در اواسط قرن نوزدهم درباره امواج صوتي و الكترومغناطيس و يا هر نوع موج ديگري بود. وي كشف كرد كه چرا وقتي جسمي صدا دار به ما نزديك مي شود، صداي آن زيرتر و وقتي از ما دور مي شود، صداي آن بمتر مي شود. علت اين امر اين است كه وقتي منبع موجي كه امواجي با طول موج ثابت منتشر مي كند، به ما نزديك تر مي شود طول موج امواجش كوتاه تر و فركانس آن بيشتر و در نتيجه انرژي امواج نيز بيشتر مي شود، و همچنين اگر منبع مذكور از ما دور شود طول موج امواجش بلند تر، فركانس آن كمتر و در نتيجه انرژي امواج كمتر مي شود . اين پديده به اثر دوپلر معروف است. اين كشف بسيار ارزشمند مي- توانست به دانشمندان كمك كند تا سرعت اجرام سماوي دور از ما را بسنجند ،از ستاره ها گرفته تا كهكشان ها. در سال 1920 دانشمندان توانسته بودند سرعت وجهت تمامي كهكشانهاي شناخته شده آن زمان را بسنجند؛ آنها متوجه پديده اي جالب توجه ،مهم و سوال بر انگيز شدند و آن اين كه اكثر قريب به اتفاق كهكشان ها از ما و از همديگر دور مي شوند. اين يعني جهان در حال انبساط است و اين انبساط يعني اين كه جهان امسال از جهان سال قبل بزرگتر است و جهان سال قبل از جهان 5 هزار سال پيش بزرگتر است. به عبارت رياضي اندازه جهان تابعي از سن آن است. حال اگر در زمان به عقب برگرديم جهان لحظه به لحظه كوچكتر مي شود ؛تا جايي كه به لحظه اي مي رسيم كه اندازه جهان حتي از هسته يك اتم هيدروژن كوچكتر مي شود . اين دليل براي آغاز نظريه انفجار بزرگ كافي است، اما تنها دليل موجود نيست، دلايل ثابت كننده ديگري نيز وجود دارد كه حكم يك تاييديه را براي انفجار بزرگ دارند . يكي از آن دلايل چنين است: جهان در آغاز دماي بسيار زيادي داشت دمايي معادل تيرليون ها درجه كلوين. اين دماي فوقعلاده زياد مستلزم تابش پر انرژي نيز هست. همزمان با شروع انبساط و كاهش يافتن چگالي جهان، دماي جهان نيز كم مي شد. هر چه جهان بزرگ تر مي شد دمايش نيز كاهش مي يافت. اين كاهش دما باعث كاهش انرژي تابش مي شد. اين روند حتي امروز نيز وجود دارد اما بسيار كند شده است. امروزه جهان بسيار سردتر از گذشته شده است. البته هنوز جاهاي داغي مانند ستارگان وجود دارد اما جهان روي هم رفته بسيار سرد تر شده است. به موجب اين گفته اكنون ما بايد تابشي با طول موج مشخص و ثابت و از همه جهات، يكسان را دريافت كنيم كه همين طور هم هست؛ اين تابش ها براي اولين بار در سال 1965 توسط دو دانشمند به نامهاي پنزيانس و ويلسون كشف شد. آنها با آنتن مخصوصي كه براي اين كار ساخته بودند اين تابش را رصد كردند. اين تابش در طول موج مايكرو ويو و نشانگر دمايي در حدود 7/2 كلوين است. البته اين تابش مايكرو ويو به درد پخت و پز نمي خورد . شايد تعجب آور باشد ولي بخشي از برفكي كه هنگام قطع امواج آنتن تلوزيون ديده مي شود مربوط به همين تابش هاست. البته قسمت اعظم اين تابش ها در جو جذب مي شود و فقط بخشي از آن به ما مي رسد كه پنزيانس و ويلسون آنها را دريافت كرده اند. امروزه براي بررسي دقيق تر اين تابش ها ماهواره كوبه را به فضا فرستاده اند. اين ماهواره نشان داد كه اين تابش ها اختلاف دمايي حدود چند ميليونيم درجه كلوين را نشان مي دهد كه حاصل افت و خيزهاي كوچك كوانتومي است. كشف اين اختلاف دماي كوچك كه دانشمندان سالها به دنبال آن بودند باعث اعطاي نوبل فيزيك 2006 به دو كيهان شناس به نامهاي جان مدر و جو رج اسموت شد. اما علاوه بر اين دلايل دليل ديگري هم وجود دارد: نظريه نسبيت انيشتين مستقلاً پيشبيني مي كرد كه جهان( فضا- زمان) هنگام تكينگي انفجار بزرگ به وجود آمده و پايان آن- اگر تمامي جهان در هم فرو نشيند- در موقع تكينگي انقباض بزرگ خواهد بود. اگر فقط بخشي يا ناحيه اي از فضا- زمان در هم فرو نشيند ؛مثلاً يك ستاره در خود فرونشيند و به يك سياه چاله تبديل شود، عمر فضا- زمان براي آن ناحيه از فضا- زمان به پايان مي رسد .هر ماده اي كه درون آن سقوط كند ،تنها اثر گرانشي جرم آن در بيرون احساس خواهد شد. اگر آثار كوانتومي را به حساب آوريم ،جرم يا انرژي آن سرانجام به فضا- زمان باز مي گردد و سياه چاله با هر تكينگي بالاخره بخار شده و ناپديد مي شود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/15ساعت 21:33 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
دید نوین ما نسبت به سیاه چاله با دید گذشته ما نسبت به سیاه چاله کاملاً متفاوت است. در فیزیک نیوتنی زمان بدون اعتنا نسبت به اطراف به جلو پیش می رفت و هیچ محدودیتی برایش وجود نداشت و هیچ عاملی نمی توانست در آن تغییر ایجاد کند. انیشتین با رد این گفته نظریه ای جدید ارائه داد که در آن زمان با مکان گره خورده و محدود است و هر عاملی که باعث تغییر در مکان یا زمان بشود باعث تغییر در دیگری نیز می شود. این گفته بعدها به وسیله ی دو ساعت اتمی دقیق در خلال آزمایشی دقیق اثبات شد. اما گرانش عاملی است که باعث تغییر در مکان می شود پس باید در زمان نیز تغییر ایجاد کند و این دقیقاً همان چیزی است که در جهان واقعی اتفاق می افتد: فرض کنیم شما دو دوست دارید و هر سه نفر شما یک نوع ساعت دارید که دقیقاً با هم تنظیم شده اند و هر سه ساعت مال یک کارخانه هستند. حال اگر شما به ساحل دریای آزاد بروید و یک سال آنجا بمانید. یکی از آن دو دوستتان به عمیق ترین گودال اقیانوس برود و یک سال آنجا بماند و دیگری به ایستگاه فضایی برود و یکسال آنجا بماند و بعد از یک سال همه برگردید در یک مکان و ساعتهای تان را نگاه کنید خواهید دید که به وقت شما! ساعت دوازده و صفر دقیقه و صفر ثانیه است در حالی که به وقت آن دوستتان که در گودال اقیانوس بود ساعت یازده و پنجاه و نه دقیقه و پنجاه و نه ثانیه است و به وقت آن دوستتان که در ایستگاه فضایی بود ساعت دوازده و صفر دقیقه و یک ثانیه است!! علت این اختلاف زمانی ،اختلاف در بزرگی میدان گرانشی بود که شما و دوستانتان تجربه می کردید. آن دوستتان که در کف اقیانوس بود به دلیل نزدیکی به مرکز زمین در میدان گرانشی قوی تری نسبت به شما قرار گرفته بود و شما در میدان گرانشی قوی تری نسبت به آن دوستتان که در ایستگاه بود قرار داشتید. بنابراین طبق نظریه انیشتین زمان برای کف اقیانوس کندتر از ساحل دریای آزاد، و برای ساحل دریای آزاد کندتر از ایستگاه فضایی می گذرد. بیایید فرض کنیم که فضانوردی داوطلب شده است تا به صورت آزمایشی اطراف یک سیاه چاله چرخ بزند. اگر به اندازه کافی به سیاه چاله نزدیک بشود اتفاق عجیبی برای فضا نورد می افتد. پزشکانی که در روی سطح زمین مراقب وضع جسمانی او هستند خواهند دید که ضربان قلب فضا نورد ما هر 20 دقیقه یک بار میزند و در عوض فضانورد ما خواهد دید که هر72 ثانیه یک روزنامه در روی زمین منتشر می شود. هر هفته پنج بار انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار می شود و نهایتاً پس از چهار هفته اقامت در فضا تمام دوستان او در زمین می میرند. حال اگر شخص درون سیاه چاله بیافتد وضع از این هم پیچیده تر میشود. ناظری که از بیرون نظاره گر این اتفاق است خواهد دید که یک بار پلک زدن فضانورد چند هزار سال طول می کشد.نکته عجیبتر اینکه شخص در راه سقوط به درون سیاه چاله از دید ناظر خارجی ، کش می یابد ، پاره می شود، یونیده می شود و به ذرات زیر اتمی تجزیه می شود و کلاً به مرگی دردناک دچار می شود. حالا می پرسید کجای این عجیب بود؟ به شما می گویم! معادلات همزمان نشان می دهد که خود شخص چیزی بسیار متفاوت از این تجربه می کند و بدون هیچ احساس دردی به سیاه چاله سقوط می کند! نکته ی جالب دیگری که راجع به سیاه چاله ها وجود دارد این است که می توان از سیاه چاله به عنوان وسایل سفر در زمان و مکان استفاده کرد. اگر شما با نظریه ی فضا-زمان انیشتین آشنا باشید، حتماً مثال صفحه لاستیکی و توپ را شنیده اید. که در آن صفحه ی لاستیکی بیانگر فضا زمان، توپ نماد جسم و خمیدگی اطراف توپ نماد بزرگی میدان گرانشی اطراف جسم است. در جسم سنگینی مثل خورشید انحنای ایجاد شده در فضا-زمان بارها بیشتر از انحنای ایجاد شده توسط زمین است. البته سفید چاله ها در حد یک نظریه اند وجودشان نه از نظر ریاضی ثابت شده و نه از نظر فیزیک. اما نظریه ای دیگر راجع به سیاه چاله ها، آنها را پلهای ارتباطی بین دو جهان موازی توصیف می کند. احتمالاً نام جهان های موازی به گوش تان خورده. جهان های موازی جهانهایی هستند که هرگز از وجود هم با خبر نمی شوند( در موازات هم قرار دارند) اما اتفاقاتی کاملاً مشابه در آنها اتفاق می افتد. مثلاً در هر جهان موازی یک نیوتن وجود دارد که کتاب اصول ریاضی را منتشر کرده باشد و حالا می گویند سیاه چاله ها پلهای ارتباطی بین دو جهان موازی هستند. البته خود نظریه ی جهانهای موازی از نظر ریاضی نظریه ی ضعیفی است و بیشتر در فیلمهای تخیلی دیده می شود تا کتابهای علمی. اما نکته جالب دیگر در باره سیاه چاله ها این است که سیاهچاله ها چندان هم سیاه نیستند!!: دانشمندی به نام استیون هاوکینگ که به احتمال قوی نام او به گوش تان خورده، با بهره گیری از مکانیک کوانتم توانست نشان دهد که سیاهچاله ها دارای دما هستند و بخار می شوند(انرژی ساطع می کنند). هرچه جرم سیاهچاله بیشتر باشد آهنگ تابش انرژی آن کمتر است. نکته جالبتر فرمول دمای سیاهچاله است. در فرمولی که هاوکینگ برای دمای سیاهچاله نوشته است از ثوابتی چون ثابت پلانک (h) از دنیای پیچیده مکانیک کوانتم، ثابت سرعت نور در خلا (c) از دنیای پر پیچ و خم معادلات انیشتین، ثابت بولتزمان (k) از دنیای ترمودینامیک، و نهایتاً ثابت جهانی گرانش(G) از دنیای فیزیک نیوتن استفاده شده است. چنین ثوابتی ،مخصوصاً ثابت گرانش و ثابت پلانک، به ندرت گرد هم می آیند. ********** اما اینها همه فقط بخشی از عجایب سیاهچاله ها بود. همان طور که قبلاً گفتم فیزیک امروزی با اینهمه ادعا هنوز نتوانسته به طور کامل از راز سیاهچاله ها پرده بردارد و هنوز علامت های سوال بسیاری راجع به سیاه چاله ها وجود دارد. اما تا همینجا که راجع به سیاهچاله ها دانسته ایم فهمیده ایم که آنها اجرامی فوقالعاده عجیب هستند، آری آنها چاههای کیهانی عمیقی هستند که چندان هم سیاه نیستند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/15ساعت 21:27 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
در بیستم آگوست ۱۹۷۷، فضاپیمای ویجر۲ (Voyager ۲) از کیپ کاناورال در مرکز فضایی کندی فلوریدا پرتاب شد. هدف اصلی این فضاپیما، بررسی سیارات خارجی و اقمارشان بود. ۳۰ سال و ۱۰ روز بعد، در ۳۰ آگوست ۲۰۰۷، ویجر۲ از مرزهای منظومه شمسی گذشت. این فضاپیما دومین ساخته دست بشری است که در این فاصله از زمین قرار میگیرد. پیش از این ویجر ۱ از این مرز گذشته بود.در زمان گذر ویجر ۱ از این مرز، سیگنالهای ارسالی این فضاپیما از دست رفتند. در آن زمان، تمامی رادیو تلسکوپها در حال کار در سایر پروژهها بودند. به همین دلیل، دانشمندان نتوانستند اطلاعات موردنظر را به دست بیاورند. وجود میدان مغناطیسی قوی و سردتر بودن خارج این مرز به اندازه ۱۰ برابر کمتر از میزان پیش بینی شده، از نتایج عجیب به دست آمده به وسیلهی ویجر ۲ هستند. ضربهی پایانی(Termination Shock) به فاصلهای از خورشید گفته میشود که تأثیر بادهای خورشید با محیط میان ستارهای خنثی میشود. در جهت حرکت ویجر ۲ این مرز در فاصلهی تقریبی ۸۴ واحد نجومی از خورشید قرار دارد. البته در جهت حرکت ویجر ۱، این فاصله ۱۰ واحد نجومی کمتر بود که نشان دهندهی آن است که مرزهای سامانهی خورشیدی ما متقارن نیست و در اثر بادهای میان ستارهای نامتقارن شده است. به این ترتیب، به بیانی میتوان گفت که ویجر ۲ مرزهای منظومه خورشیدی ما را گسسته است. ماموريتهاي ويجر اطلاعات بسيار زيادي دربارهي سيارات خارجي منظومهي شمسي در اختيار دانشمندان قرار دادند. در حال حاضر اکثر اطلاعاتي که از سيارات اورانوس و نپتون داريم، حاصل کار اين دو فضاپيماست. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/15ساعت 11:51 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
![]() گروهی از سیاره شناسان آمریکایی موفق شدند با کمک تازه ترین اطلاعات رسیده از کاوشگر کاسینی نشان دادند که سن حلقه های زحل بسیار بیشتر از آن چیزی است که تاکنون تصور می شد. تا چندی قبل سیاره شناسان برپایه رصدهای کاوشگر "ویاجر" در سال ۱۹۷۰ و تلسکوپ فضایی هابل زمان شکل گیری حلقه های زحل را در حدود ۱۰۰ میلیون سال قبل تخمین زده بودند. این درحالی بود که برای تائید این اندازه گیری اطلاعات کمی در اختیار دانشمندان بود. این دانشمندان تصور می کردند که حلقه های معروف زحل تقریبا هم زمان با دوره شکل گیری قمرهای این سیاره ایجاد شده باشند. اکنون گروهی از دانشمندان دانشگاه کلورادو با همکاری "لری اسپوسیتو"، مهمترین سرمایه گذار طیف سنج فرابنفش کاوشگر کاسینی با جمع آوری اطلاعات به دست آمده از این کاوشگر نشان دادند که سن حلقه های زحل می تواند بسیار بیشتر از ۱۰۰ میلیون سال باشد و حتی تشکیل این حلقه ها به دوره شکل گیری سیاره زحل و منظومه شمسی باز گردد. براساس گزارش National Geographic، در حقیقت این سیاره شناسان با بررسی اطلاعات کاسینی پیشنهاد کردند که این حلقه ها به احتمال زیاد همانند منظومه شمسی در حدود ۵/۴ میلیارد سال قبل شکل گرفته اند. در این خصوص "لری اسپوسیتو" توضیح داد: "ما کشف کردیم که این حلقه ها احتمالا در مقیاس زمان کیهانی، دیروز شکل نگرفته اند! در واقع حلقه های زحل در حدود چند میلیارد سال قبل تشکیل شده اند." این مطالعات نشان می دهد که سن این حلقه ها با یکدیگر متقاوت هستند و مواد داخل آنها نیز با هم فرق دارد. تاکنون دانشمندان اعتقاد داشتند که اگر حلقه ها به پیری زحل باشند، باید به تاریکی زباله دانهای کیهانی باشند که ذرات گرد و غبار شهاب سنگها را در خود نگهداری می کنند. اما رصدهای اخیر کاسینی نشان می دهد که در این حلقه ها جرمهای کره ای از یخ و سنگ وجود دارند و این مسئله می تواند توضیح دهد که چرا حلقه ها، درخشان به نظر می رسند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/12ساعت 19:13 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
![]() دانشمندان علوم فضایی در آستانه فرار رسیدن سال نوی میلادی از کشف شواهدی جدید درخصوص "نورهای شمالی" در قطب قرار خبر دادند. مشاهدات اخیر دانشمندان از نورهای شمالی -پدیده ای دیدنی که در آن نور در آسمان شب بالا می رود- نشان داد که مکانیسم گسترش این نورها پیچیده تر از تصورات قبلی است. بر اساس گزارش یونیورس تودی، نورهای شمالی به وسیله سیستمی پیشرفته در ناسا موسوم به Time History of Events and Macroscale Interactions کشف شده اند. این سیستم شامل دوربینهای زمینی و ۵ میکرو ماهواره در حال گردش به دور زمین است که در ترکیب با یکدیگر به مشاهده دقیق این پدیده می پردازند. این سیستم مدرن با ارایه تصاویر سه بعدی از نورهای شمالی به دانشمندان این اجازه را داده است تا به نقشه برداری بهتری از این پدیده طبیعی بپردازند. نورهای شمالی هنگامی شکل می گیرند که ذرات بارداری که از خورشید راهی زمین می شوند در برخورد با میدان مغناطیسی این سیاره دچار فعل و انفعالاتی می شوند. دانشمندان با استفاده از این سیستم مدرن کشف کرده اند "طناب"های مغناطیسی بلندی موجب انحنای خطوط میدان مغناطیسی می شوند و بدین ترتیب میدان مغناطیسی زمین را به بادهای خورشیدی متصل می کنند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/12ساعت 19:10 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
سيارههاي فرا خورشيدي صخرهاي كه قبلا تصور ميشد نيمي از آنها يخ زده و نيمي ديگر سوخته است، ممكن است بتوانند در مرزهای سایه روشن خود، میزبان حیات باشند. اين سیارات به دليل نیروهای گرانشي، اغلب در به صورتی حرکت میکنند كه هميشه يك طرفشان رو به ستارهی میزبانشان باشد و به اصطلاح قفل گرانشی میشوند. در این حالت نيمكرهاي كه رو به ستارهی مادر است سوزان و قسمت تاريك آنها يخ زده ميشود. در نتیجه تا پیش از این به نظر میرسید که اين سيارهها براي زندگي مناسب نیستند.
ولي يك مدل كامپيوتري جديد نشان ميدهد كه اگر چنين سيارههايي در مدارهاي بیضی حركت كنند، ميتوانند مناطقی مناسب برای پیدایش و بقای حیات داشته باشند. ماه نیز حركت نوساني مشابهی را انجام ميدهد. مدت زماني كه صرف چرخش حول محورش ميكند با زماني كه يك بار به دور سيارهي ما ميچرخد برابر است. بنابر این همیشه یک روی آن به سمت زمین است. اما چون مسير ماه به دور زمين كاملا دايره اي نيست، سرعت مداریش گاهي اوقات از سرعت چرخش دورانی آن كمتر يا بيشتر مي شود. تفاوت بين این دو حركت باعث ميشود تا ما بتوانیم اندکي از لبههای ماه را نیز ببینیم. اگر روي ماه بايستيد، خواهيد ديد كه جای زمين در آسمان تقریبا ثابت است و تنها اندکی نوسان میکند. اين اثر ميتواند احتمال وجود حیات را روي سیارههایی که به دور ستارگان كوچك و كم نور به نام كوتولههاي سرخ میگردند، افزايش دهد. دلیل این امر این است که کمربند حیات این گونه از ستارهها بسیار نزدیک به ستاره است و اگر سیارهای در این ناحیه وجود داشته باشد، به احتمال زیاد در حالت قفل گرانشی با ستارهی مادر خود قرار می گیرد و میتواند در مرزهای سایه روشن خود، میزبان حیات باشد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/12ساعت 11:7 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/12ساعت 11:2 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
||||||||
|
در بامداد چهاردهم دي ۱۳۸۶ بارش شهاب ربعي به اوج فعاليت مي رسد و شايد يکي از زيباترين شهاب بارانهاي سال را به نمايش بگذارد؛ بارشي که صورت فلکي آن ديگر وجود ندارد.
شهابها از قديميترين پديدههاي شناخته شدهِ نجومي هستند كه بشر با آنها آشنا شده است. تاريخ ثبت برخي از بارشها بهزمانهاي بسيار دور برميگردد، حتي بهزماني كه بشر براي نخستينبار به گنبد نيلي بالاي سرش نگاه كرد و هنگام شمارش ستارههاي آن ناگهان گوي درخشاني با سرعت از بالاي سرش عبور كرد و ردّ زيبايي به جا گذاشت.
بارشهاي شهاب نتيجهِ برخورد ذرات و تكههاي سرگردان بهجامانده از دنبالهدارها و سياركها با جوّ آن است. در نتيجه هر سال كه زمين دوباره از نزديكي اين تودههاي نزديك به مدار زمين عبور ميكند قطعات آنها بر اثر برخورد با جوّ زمين، آتشبازيهاي زيبايي را در آسمان بهراه مياندازند. هرچقدر زمين بهتودهِ اين ذرات بهجامانده در مدارش نزديكتر شود ناظران زميني شاهد بارشهاي چشمگيرتري خواهند بود.
در ميان بارشهاي مهم سال، بارشهاي برساوشي، اسدي و جوزايي بيشتر از بقيه مورد علاقهِ آماتورها هستند. بهنظر بقيه بارشهاي سال در اين فهرست جايي ندارند و منجمان كمتر برنامهِ رصدي منظم و دقيقي براي رصد آنها ميگذارند. اما براي بسياري بارش رُبعي بهاشتباه در دستهِ بارشهاي کماهميت سال قرار گرفته است.
اگرچه اين بارش در شبهاي سرد سال رخ ميدهد و مدت زمان فعاليت اصليش فقط بهچند ساعت (حداكثر ۱۹ ساعت) ميرسد و هر سال فقط در عرضهاي معتدل و بالاتر نيمكرهِ شمالي زمين شرايط مناسب رصدي براي اين بارش شهابي مهياست، هيچكدام از دلايل بالا نميتواند سبب كممهري منجمان آماتور به بارش ربعي باشد! زيرا شمار شهابهاي بارش ربعي در اغلب سالها قابل مقايسه با بهترين بارشها يعني جوزايي و برساوشي است.
رُبع، صورت فلكي نسبتاً كوچكي در آسمان بود كه پس از تقسيمبنديهاي جديد صورتهاي فلكي جزء صورت فلكي عوا (بادبادك بزرگ آسمان) و دباكبر شد. همه ساله همين محدودهِ كوچك آسمان، جايي در نزديكي ستارهِ بتا-عوا (بُعد۵۱h:۸۲m و ميل ۵۰+) در سرِ بادبادك و نزديك به مرز اژدها در روزهاي مياني دي، كانون بارش زيباي ربعي است. چون اين ناحيهِ آسمان با صورتهاي فلكي دب اكبر، عوا، جاثي و اژدها احاطه شده است و نزديك بهشمال آسمان قرار دارد ميتوان بهآن بارش دورقطبي لقب داد.
علاقهمندان بهعكاسي نجومي بههنگام اوج بارش با داشتن يك دوربين ساده و مكانيكي عكاسي و با استفاده از فيلمهايي با حساسيت مناسب و يك سهپايه و دكلانشور ميتوانند تصاوير جالب توجهي از آسمان ثبت كنند. بهدام انداختن شهابهاي ربعي شايد كمي سادهتر از شهابهاي بسيار تُند و تيز بارشهايي مانند اسدي، برساوشي و اتا-دلوي باشد زيرا سرعت ورود شهابوارههاي رُبعي به جوّ زمين ۴۱ كيلومتر بر ثانيه است كه نسبت به تندترين شهابوارههاي سقوطكننده در جوّ زمين (مانند اسديها) حدود ۴۰ درصد كمتر است. براي ثبت آنها كافي است دوربين خود را روي ستاره قطبي تنظيم كنيد و شاتر دوربين را براي مدتي باز بگذاريد تا تصويري دورقطبي از آسمان بگيريد. اگر خوشاقبال باشيد حتماً شهابهاي بارش ربعي نيز از كنار ستارهِ قطبي خواهند گذشت! البته شهابها را در سراسر آسمان خواهيد ديد. در نقطهِ كانوني بسيار كمترند و احتمالاً در شعاع حدود ۳۰ تا ۵۰ درجهاي كانون بيشترين فراواني را دارند. با وجود اين به هر جايي بِنگريد يا دوربين را نشانه رَويد ممكن است پس از دقايقي شهابي درخشان عبور كند.
بارش ربعي امسال صبحدمِ چهاردهم دي به اوج ميرسد. زمان پيشبيني شدهِ اوج بارش مطابق دادههاي سازمان بينالمللي شهاب(IMO) ساعت ۶:۴۰ به وقت جهاني برابر ۱۰:۱۰ صبح به وقت ايران است. اگر شهابها درست مطابق پيشبيني ظاهر شوند بخش اصلي اوج بارش در ايران ديده نميشود اما كماكان بارش زيبايي خواهد بود.
در آن شب دنبالهدار تاتل نيز به اوج روشنايي خود، احتمالاً از قدر ۵ يا ۶، رسيده است. دنبالهدار هولمز نيز کماکان در برساوش با چشم برهنه (به دور از نور شهر) ديده ميشود و در آسمان سحرگاهي صَفي از سيارات از افق شرق تا غرب پيداست، از مريخ پُرنور در افق غرب، كه تازه از مقابله گذشته است، تا زحل در بالاي سر و زهرهِ تابان در افق شرق. اگر افق شرقيتان باز و كمغبار باشد كمي پيش از طلوع خورشيد شايد مشتري را نيز ببينيد كه تازه از مقارنه با خورشيد در آمده است. آن شب هلال ماه نيز در كاروان اعضاي منظومهِ شمسي است. هلال پهن ماه حدود سه ساعت پيش از طلوع خورشيد به همراه ستارههاي صورت فلكي ميزان و نزديك به زهره طلوع ميكند. خوشبختانه نور ماه آنقدر زياد نيست كه شهابها را ناپديد كند. در نتيجه آسماني نسبتاً تاريك ميزبان شهابهاي ربعي خواهد بود.
در طول شب ۱۳ و ۱۴ دي بهترين شرايط بارش پس از نيمه شب است كه كانون بارش طلوع ميكند و رفتهرفته ارتفاع ميگيرد و شما تا صبحگاه ميتوانيد شاهد آتشبازي شهابهاي رُبعي باشيد. هر چقدر بهسمت نيمكرهِ غربي حركت كنيم به دليل نزديكتر شدن اوج بارش به پيش از روشنايي صبحگاهي شرايط مناسبتري در انتظار رصدگران است ZHR .(حداكثر تعداد شهابها در ساعت در شرايط ايدهآل رصدي) بارش ربعي امسال را حدود ۱۲۰ تخمين زدهاند كه باZHR بارش برساوشي و جوزايي برابري ميكند. البته پيشبيني ZHR بارشهاي شهاب ممكن است چندان دقيق نباشد. بارش رُبعي در سالهاي مختلف باZHR بين ۴۰ تا ۲۰۰ ظهور كرده است و امسال نيز ممكن است در اين بازه تغيير كند. به هر حال اگر به دور از نور شهرهاي بزرگ باشيد پيش از سپيدهدَم ۱۴ دي حداقل يك شهاب در هر دو سه دقيقه خواهيد ديد. شهابهاي ربعي معمولاً بين ۱۱ تا ۱۵ دي فعالاند و اگر شب اوج بارش را از دست داديد ميتوانيد شمار كمتري از شهابهاي ربعي را در اين شبهاي مجاور اوج بارش ببينيد (مقاله راهنما درباره رصد و ثبت بارشهاي شهاب در نجوم، شماره ۱۱۹، ص ۲۸).
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/10/11ساعت 15:22 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
دگر شارسان از بر کوهسار/ سرای درنگ است و جای شمار (گفتار زال در شاهنامه فردوسی) خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطه افق جنوب شرقی میرسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید مجدداً به سوی شمال شرقی باز میگردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. این واقعه را مردم باستان، زمان زایش دوباره خورشید میدانستند و این شب برای آنان گرامی و فرخنده بود. امروزه هم همچنان شب تولد خورشید با نام شب یلدا یا شب چله در میان ایرانیان گرامی داشته میشود و همچون پیشینیان، سراسر شب را به انتظار طلوع خورشید بیدار میمانند و جشن و مهمانی میآرایند البته امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال است. در حالیكه در باورهای ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است. در آیین میترا، نخستین روز زمستان با نام «خوره روز» (خورشید روز) نخستین روز سال نو نیز بشمار میآمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است، ادامه میدهد. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، تنها پیشینهای چند صد ساله دارد و پیش از آن آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. امروزه میتوان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره مینشستهاند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته میشده كه یكی از مهمترین آنها چهارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقیمانده در این زمینه در ایران است. پژوهشهای نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقیهای ایران)، نشان میدهد كه این بنا بگونهای طراحی و ساخته شده است كه میتوان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. در چارتاقی نیاسر کاشان سازوکاری اندیشیده و ساخته شده است که چند هنگام سالیانه را بتوان با دیدار طلوع خورشید از میان روزنههای تشکیل شده در میان اضلاع داخلی پایههای بنا تشخیص داد. این چارتاقی، تنها نمونه سالم باقیمانده از میان دهها چارتاقی ایران است که پس از حدود دو هزار سال، همچنان کاربری تقویمی و رصدی خود را تا به امروز حفظ کرده است و میتوان از جمله در آغاز زمستان و آغاز تابستان به مشاهده طلوع خورشید از میان روزنههای ویژه آن پرداخت. در بسیاری از تقویمهای آفتابی دیگر که این نگارنده آنها را معرفی کرده است، این امکان تنها با دیدار سایههای خورشید بامدادی فرا دست میآید؛ اما در چارتاقی نیاسر علاوه بر سنجش دقیق زمان از طریق سایههای ایجاد شده در میان پایههای چندگانه داخلی بنا که در حکم یک آفتابسنج دقیق هستند؛ میتوان قرص خورشید را نیز از روزنه ویژهای که رو به سوی محل طلوع خورشید در انقلاب زمستانی و انقلاب تابستانی دارد، تماشا کرد. برآمدن باشکوه خورشید از این روزنهها، علاوه بر اثبات انجام محاسبات نجومی در ساخت این بنا، ما را به یاد روزگارانی میاندازد که به گمان در چنین هنگامی، آیینهایی ویژه در آنجا برگزار میشده است. گردهماییهایی که گویا با آیین نیایش زروانی که ریشهای ژرف با خورشید و پدیدههای کیهانی داشته، در پیوند بوده است. در نزدیکی چارتاقی نیاسر، نمونهای از یک ساعت آفتابی کهن نیز وجود داشته است که متأسفانه در سالیان اخیر منهدم شده است. این ساعت همراه با چارتاقی، مجموعهای کامل از ابزارهای زمانسنجی را فراهم کرده بودهاند. برگرفته از وبگاه پژوهش های ایرانی: http://www.ghiasabadi.com/niasar.html |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/10ساعت 20:9 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
مطابق مقاله ايي كه در روز چهارشنبه در روزنامه انگليسي "ني چر" چاپ شد.تولد ماه و زمين 62 ميليون سال پس شكل گيري منظومه شمسي كه در 4.567 مليون سال قبل به وقوع پيوست آغاز شد.
تعيين 62 ميليون بهترين تخمين ممكن بين 52 الي 152 ميليون سال كه برپايه اندازه گيري ايزوتوپ هاي تنگستن در فلزات ماه صورت گرفته است، مي باشد.
تئوري برتر براي منشاء شكل گيري ماه اين است كه پس از برخورد جرمي به اندازه مريخ با زمين موجب جدا شدن جرمي از سنگ هاي گداخته از زمين شده است كه بعدها به صورت ماه در مدار گرانش زمين به دام افتاده است. اين مطالعات توسط مدرسه عالي "تكنولوژي هاي مشترك "در زوريخ سويس صورت گرفته است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/10ساعت 19:52 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
يكي از پر سرعت ترين ستاره هائي كه تا بحال توسط دانشمندان مشاهده شده فرضيه هاي موجود در مورد علت سرعت خيره كننده خود را به چالش كشانده است.
اين گلوله توپ كيهاني كه يك ستاره نوتروني به نام RX J0822-4300 است توسط رصد خانه پرتو ايكس چاندراه كشف شد. دانشمندان با استفاده از مشاهدات 5 ساله چاندرا نشان دادند كه اين ستاره سركش با كج كردن مسير خود در حال دور شدن از Puppis است. Puppis بقاياي ابر نواختري است كه حدود 2700 سال پيش لز انفجار يك ستاره بجاي مانده است. اين ستاره نوتروني با سرعتي حدود چهار و هشت ميليون كيلومتر در حال خارج شدن از كهكشان راه شيري است. رابرت پتره ، اختر شناس مركز پروازهاي فضائي گودارد ناساس مي گويد" اين ستاره نوتروني درست بعد از تولد يك بليط يكطرفه به سمت خارج از راه شيري گرفته است." وي اضافه مي كند كه اختر شناسان ستاره هاي ديگري را مشاهده كردند كه از كهكشان به بيرون پرتاب شدند ولي هيچكدام سرعت اين ستاره نوتروني را نداشته است. ستاره هاي پر سرعت ديگري در كهكشان راه شيري وجود دارند كه توسط ابر سياهچاله موجود در مركز كهكشان با سرعتي معادل يك سوم سرعت اين ستاره و به سمت فضاي بين ستاره اي پرتاب شدند. اما اين ستاره نوتروني توسط انفجار ناموزون ابرنواختر به بيرون پرتاب شده و به اين سرعت رسيده است. اين ستاره تا بحال 20 سال نوري مسافرت كرده و ميليونها سال طول خواهد كشيد تا از پهنه كهكشان خارج شود. با وجود استفاده از مدلهاي رايانه اي پيشرفته براي مشابه سازي اينكه چگونه يك موشك ستاره اي مانند اين شكل مي گيرد ، دانشمندان هنوز دليل آن را نمي دانند. جزئيات تحقيقات پتره در شماره اخير مجله اختر فيزيك چاپ شده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/10ساعت 19:47 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
دانشمندان برای اولین قادر به مشاهده نورهای مرئی شدند که از جو سیاره ایی در خارج منظومه شمسی به فضا پراکنده می شود. این سیاره در مداری به دور ستاره کوتوله HD189733 در صورت فلکی ثعلب(روباه) در حال چرخش می باشد . این ستاره در فاصله 60 سال نوری از زمین واقع است. این سیاره که HD189733bنامیده شده است دوسال قبل به وسیله طیف بینی داپلر کشف شد. فاصله بین این سیاره و ستاره مادر به قدری کم است که جو آن توسط گرما حاصل از ستاره منبسط شده است.
دانشمندان برای مشاهده نورهای مرئی پراکنده شده توسط این ستاره روشی همانند فیلتر عینک های آفتابی پولارويد که نور زیاد خورشید را منعکس میکند استفاده کردند.آن هابااستفادها از این روش توانستند نورقطبیده شده که از سیاره منکعس می شود را از ستاره مادر تفکیک کنند. در نتیجه دانشمندان توانستند میزان انبساط جو این ستاره را اندازه گیری کنند. آنها همچنین توانستند میسر حرکت سیاره را به صورت مستقیم ردیابی کنند. شاهکاری که از طریق غیر مستقیم تقریبا غیر ممکن است.
این تیم بین المللی که توسط پروفسور "سوتلنا بوردایوجنا" در انجمن علمی نجوم زوریخ سویس رهبری میشود از یک تلسکوب 60 سانتی متری( KVA) برای اندازه گیری قطبیدگی سیاره و ستاره مادر استفاده کردند . این تیم همچنین کشف کردند که بیشترین میزان قطبیدگی زمانی است که نیمی از سطح سیاره توسط ستاره مادر روشن می شود که از سطح زمین نیز قابل مشاهده است. این رویداد همانند تربیع اول و ثانی ماه دو بار در هر چرخش ستاره رخ میدهد.
![]() قطبیدگی نشان می دهد که پراکندگی اتمسفر در نقاطی که در معرض خورشید قرار ندارند نسبتا بیشتر از سایر نقاط است که به احتمال بسیار زیاد شامل ذرات بسیار کوچکتر نیم میکرون همانند اتم ها مولکول ها و ذرات گرد غبار و شاید بخار آب باشد که اخیرا بر وجود آن در اتمسفر پیشنهاد شده است. دانشمندان همچنین برای اولین بار موفق شدند که موقعیت سیاره و همچنین مدار گردش آن را به دور ستاره مادر در آسمان بدست آورند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/10ساعت 19:42 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
منجمان ناسا در حال بررسي مسير حركت سياركي به نام (WD5-2007)هستند كه به نظر ميرسد دراوايل سال آينده میلادی (2008)، مدار گردشي مريخ را قطع خواهدكرد!محاسبات انجام شده در لابراتور معروف ناسا( JET- Propulsionبخش تخصصي مربوط به اجرام نزديك به زمين) نشان مي دهد كه سيارك مزبور با عرض 164 فوت( 400 متر ) احتمالا در تاريخ 30ژانويه ی 2008 ( 10 دیماه 1386 ) ساعت 6 بامداد به وقت محلي(شرق ايالات متحده ( از 30 هزار مايلي مريخ عبور خواهد كرد. به گفته ی Don Yeomans ازلابراتوارJPL (دفتر اجرام نزديك به زمين ) ، در حال حاضر سيارك (WD5-2007) در نيمه راه خود مابين زمين ومريخ بوده وبا سرعتي معادل 27900 مايل در ساعت در حال نزديك شدن به مريخ است.محاسبات نشان مي دهد كه سيارك WD5-2007به احتمال ضعيف 1از 75 به مريخ برخورد خواهد كرد.محققان بيش از اين نمي توانندبا قطعيت اظهار نظر كنند چرا كه ابهامات زيادي در مورد مسير حركتي سيارك وجود دارد . به هر حال اگر اين رويداد- هرچند با احتمال ضعيف- اتفاق بيافتد، محل برخورد سيارك ،نوارعريضي در قسمت شمالي مريخ را هدف قرار خواهد داد ،محلي كه مريخ پيماي معروف به فرصت در آن جا مستقر ودرحال كاوش است! يكي از داشمندان مركز JPLمي گويد: برآوردهاي ما نشان مي دهند كه چنين برخوردي در مريخ هر 1000 سال يك بار رخ مي دهد. اگر سيارك WD5-2007در 30ژانويه به مريخ اصابت كند، طبق محاسبات انجام شده سرعت اين برخورد 30 هزار مايل در ساعت خواهد بود وچاله اي به عرض حدودي بيش از نيم مايل در محل برخورد ايجاد ميشود جالب آن كه مريخ پيماي فرصت در حال حاضر درون گودالي با همين ابعاد (عرض حدود نيم مايل) در حال تجسس است! چنين برخوردي مي تواند حدود 3 مگا تن انرژي آزاد كند،دانشمندان معتقدند كه برخوردي با همين شدت در سال 1908 ميلادي در كره زمين به وقوع پيوست و محل برخورد جايي در سيبري به نام Tunguska بود.البته در محل اصابت مزبور هيچ گونه حفره اي پديد نيامد چرا كه جسم آتشيني كه در حال برخورد با زمين بود، قبل از رسيدن به زمين توسط اتمسفر متلاشي شد. با وجود اين، موج انفجار هواي ناشي از اين برخورد ،منطقهء جنگلي وسيع و خالي از سكنه اي را در اين ناحيه به كلي منهدم كرد. ضخامت پوشش اتمسفر مريخ خيلي نازكتر از اتمسفر زمين است لذا احتمال مي رود كه سياركي با اين اندازه به احتمال زياد ،هنگام برخورد با مريخ ،سايز اوليه اش را حفظ خواهد كرد! سياركWD5-2007 اولين بار در 20 نوامبر2007 توسط انجمن رصدي كاتالينا وابسته به سازمان ناسا، كشف شد ونام آن در ليست مشاهدات مهم(Watch list) قرار گرفت چرا كه مدار حركتي اين سيارك از نزديكي زمين عبور مي كرد ! رصدهاي بيشتري كه درمراكز نجومي وابسته به سازمان ناسا انجام شد، اطلاعاتي كافي در اختيار دانشمندان قرار داد تا ميزان خطرناك بودن اين سيارك را مشخص كنند. نتيجه اين بررسي ها نشان داد كه سيارك(WD5-2007) براي كره زمين خطري محسوب نمي شود اما مي تواند خطر بالقوه اي براي سيارهء مريخ باشد. از آنجا كه سيارك مزبور تنها حدود يك ماه رهگيري ورصد شده ،لذا درمورد مسير حركتي آن ابهاماتي وجود دارد و با قطعيت نمي توان دربارهء آن سخن گفت .Yeomans مي گويد : اميدواريم كه در پنج هفته آينده ، اطلاعات بيشتري را از رصد خانه هاي مختلف در مورد منحنی حركتي اين سيارك بدست آوريم .اطلاعات بيشتر، مي تواند احتمال برخورد اين سيارك با مريخ را قطعي كرده يا اينكه احتمال مزبور را تضعيف كند. خبري ديگر: درست يك شب قبل از نزديكي سيارك WD5-2007 به مريخ يعني 29 ژانويهء 2008 ،سيارك بزرگتري از نزديكي كره زمين عبور خواهد كرد! اين سيارك كه TU24-2007 ناميده مي شود ، در نزديك ترين فاصلهء خود ،به اندازه ی 1.4 برابر فاصله ء ماه تا زمين ،دور خواهد بود. لذا خطر برخوردي وجود نخواهد داشت، با اين حال ابعاد بزرگ اين سنگ كه حدود 400 متر عرض دارد، فرصت مناسبي را براي رصد گران آما تور فراهم مي كند تا از پشت تلسكوپ هاي خانگي خود ، اين جرم آسماني را با قدر روشنايي 10 در صورت فلکی ذات الکرسی رصد نمايند.بنابراين فرصت را از دست ندهيد و تاريخ 29 ژانويه 2008 را در تقويم تان علامت بزنيد ![]() توضيح شكل : در اين طرح كامپيوتري هنرمند سعي كرده است كه با گرافيكي كردن محاسبات فيزيكي، مسير احتمالي
سيارك را در روز 30ژانويه 2008 به صورت يك پيكان آبي رنگ به نمايش گذارد. درعين حال ممكن است كه در اين روز مريخ در مسير سيارك مزبور قرار بگيرد ولي عكس اين احتمال هم وجود دارد.(ناسا- لابراتوار JPL) [
براي ديدن تصاوير انيميشني بر روي لينك زير كليك كنيد: www.nasa.gov/mov/206962main_Mars_Asteroid_Animation.mov |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/10ساعت 19:34 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/07ساعت 17:51 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/07ساعت 17:46 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/07ساعت 17:36 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
![]() اخترشناسان دانشگاه «تگزاس» با استفاده از تلسکوپ «هابی-ابرلی» موفق شدند برای نخستین بار جو سیارهای فراخورشیدی را با استفاده از تلسکوپی زمینی بررسی کنند. ستارهشناسی از دانشگاه تگزاس با استفاده از تلسكوپ «هابی- ابرلی»(Telescope Hobby Eberly) موفق به شناسایی جو یك سیاره فراخورشیدی شد. نتیجه این تحقیق در شماره آینده نشریه «مقالات اخترفیزیكی» (Astrophysical Journal Letters) منتشر خواهد شد. تلاش بسیار به منظور نخستین نشانههای وجود سیارات در اطراف سایر ستارگان (كه به نام سیارات فراخورشیدی و یا سیارات بیرونی شناخته میشوند) و همچنین كشف سیارات شبیه به زمین گامی رو به جلو در كشف حیات در كیهان به شمار میرود. «ردفیلد» که این تحقیق را انجام داده است، میگوید: آنچه همه ما خواهان رسیدن به آن هستیم، وجود سیارهای با جوی شبیه به جو زمین است. سیارهای كه ردفیلد آن را مطالعه كرده است به دور ستاره HD۱۸۹۷۳۳كه حدود ۶۳ سال نوری دورتر از زمین و در صورت فلكی روباهک (ثعلب) قرار دارد، در حال گردش است؛ اما این سیاره، مشابه زمین نیست. جرم آن ۲۰ درصد بیشتر از جرم مشتری است و در مداری بسیار نزدیك به دور ستاره مادر گردش میكند به طوری كه فاصلهاش از ستاره مادر ۱/۰ فاصله سیاره عطارد تا خورشید است یعنی چیزی حدود پنج میلیون و ۸۰۰ هزار كیلومتر. از دید ناظر زمینی، سیاره در هر بار گردش مداری خود مستقیما از مقابل ستاره عبور میكند و این یعنی كه این سیاره یك سیاره فراخورشیدی گرفتی است. در واقع همین ویژگی بود كه منجر شد «بوچی فرانكویس» از فرانسه در سال ۲۰۰۴ آن را کشف کند و امسال ردفیلد موفق شد جو آن را بررسی كند. منجمان قبلا نیز یك بار به كمك طیف نگار تصویربردار موجود بر روی تلسكوپ هابل (STIS) به شناسایی جو سیارهای كه به همین ترتیب حول ستاره دیگری گردش میكرد، پرداخته بودند. به گفته رد فیلد، STIS خیلی زود و پس از اولین ردیابی خراب شد و دیگر امكان ادامه كار با این تلسكوپ در فضا میسر نبود و اكنون رصدهای زمینی تنها گزینه پیش رو برای این منظور است. او میگوید در سالهای اخیر این كار چندین بار از روی زمین انجام شده است كه همگی ناموفق بودهاند. به نوشته نجوم، در بیشتر موارد منجمان ستاره مورد نظرشان را تنها از طریق یكبار گذر مطالعه میكردند. ردفیلد در ادامه چنین میگوید: من میدانستم كه ما باید یك قدم جلوتر برویم و احتمالا برای شناسایی جو سیاره، چندین گذر متوالی آن را بررسی كنیم. او كه طی یك دوره یك ساله ۱۱ گذر سیاره را به كمك HET و طیفنگار با وضوح بالای آن مورد مطالعه قرار داده است در خصوص روش خود چنین میگوید:« ابتدا طیفی از ستاره را هنگامی كه سیاره در مقابل آن قرار گرفته است و سپس طیف دیگری را در غیاب سیاره بدست میآوردیم، حال این دو طیف را با هم مقایسه میكنیم و به طیف جوی سیاره میرسیم.» به گفته وی، سیاره با هر بار گذر از مقابل ستاره، بخشی از نور ستاره را سد میكند و اگر سیاره جوی نداشته باشد، مقدار برابری نور را در تمام طول موجها سد خواهد كرد. اما چنانچه سیاره جو داشته باشد، گازهای موجود در جو آن مقدار نور بیستری را جذب خواهد نمود. قبلا پیشبینی شده بود كه در جو این سیاره اتمهای سدیم وجود دارد. در چنین شرایطی جو سیاره نور بیشتری از ستاره را در طول موجهای مربوط به گذارهای اتم سدیم جذب خواهد كرد و به گفتهی ردفیلد این موضوع باعث میشود كه سیاره بزرگتر به نظر برسد. وقتی این سیاره در طول موجهای خاصی از گذار سدیم مورد مطالعه قرار گرفت، ۶ درصد بزرگتر از زمانی بود كه در سایر طول موجها بررسی شده بود و مشخص شد كه جو سیاره مورد نظر عمدتا از سدیم تشكیل شده است. خبر گزاری ایسنا |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/07ساعت 13:55 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
![]() اولین گروه به طور رسمی ورودش به مسابقه دستیابی بخش خصوصی به ماه را اعلام کرد. شرکت اودیسه ماه می گوید می خواهد با ارسال یک فرودگر روباتی به سطح ماه بدون استفاده از هرگونه کمک های دولتی «تاریخ ساز» شود. این شرکت برای دستیابی به جایزه یی ۳۰ میلیون دلاری که شرکت گوگل و بنیاد ایکس پرایز برگزارکننده آن هستند، رقابت می کند. هدف از این رقابت سرعت بخشیدن به پژوهش های کم هزینه ماموریت های فضایی است. «ویلیام پومر انتز» مدیر برنامه های فضایی بنیاد ایکس پرایز می گوید؛«بسیار جالب است که بدانیم بیش از نیمی از جمعیت کنونی جهان، در دورانی که آخرین انسان و حتی خرین روبات ها در سطح ماه جست وجو می کردند، وجود نداشتند.» وی افزود؛«ما امیدواریم این جایزه یک مسابقه بین المللی را به راه اندازد تا بشر بتواند تاثیرش را تا ماه گسترش دهد. در دهه آینده همه چیز در مورد ماه خواهد بود. هم اکنون ماه داغ ترین موضوع پژوهش است.» ● مبلغ جایزه جایزه برنده این مسابقه ۲۰ میلیون دلار است و به اولین شرکت خصوصی اهدا می شود که بتواند یک وسیله نقلیه را روی سطح ماه فرود آورد و بتواند با موفقیت مجموعه یی از وظایف(از جمله طی مسافت حداقل ۵۰۰ متر روی سطح ماه و جمع آوری اطلاعات علمی) را به انجام برساند. یک جایزه ۵ میلیون دلاری دیگر نیز به دومین گروهی که بتواند کاوشگری را به ماه ارسال کند، اهدا می شود. شرکت اودیسه ماه یکی از ایده های رابرت ریچاردز است. وی می گوید؛ «هدف ما این است که اولین گروهی باشیم که جایزه ایکس پرایز قمری گوگل را دریافت می کند، اما برای دستیابی به این جایزه باید روشی یافت تا دستیابی تجاری به فضای ورای مدار زمین را امکان پذیر کرد و حتی به ماه دسترسی پیدا کرد.» وی می افزاید؛«به گمان من ماه مکان بسیار زیبایی است. البته طبیعت ماه بسیار خشن است. بسته به اینکه در کدام قسمت ماه باشیم، ماه بسیار داغ یا بسیار سرد است، اما با این همه موضوع بسیار جذابی نیز محسوب می شود.» وی در ادامه می گوید؛«زمین بسیار بزرگ است، خروج از زمین بسیار دشوار و پرهزینه است، اما زمانی که توانستیم ساختارهای مورد نیاز را در سطح ماه بسازیم، با مصرف مقدار کمتر انرژی و هزینه می توانیم از آنجا به هر جای دیگری در منظومه شمسی مان برویم.» ● اسکنرهای سه بعدی شرکت اودیسه ماه هنوز به طور کامل طرح های فنی خود را رو نکرده است، اما یک مدل از فرودگری را که می توان به ماه فرستاد، ارائه کرد. این مدل دارای یک اسکنر لیزری سه بعدی است. این اسکنر سه بعدی می تواند تصویر کاملی از محیط اطراف فرودگر را ارائه کند. شرکت اودیسه ماه برای ساخت این فرودگر با شرکت کانادایی MDA همکاری می کند. شرکت MDA برای ساخت بازوهای روباتی برای ناوگان شاتل فضایی امریکا شهرت دارد. دکتر کریستین سالابرگر معاون شرکت MDA می گوید با توجه به محدودیت های این رقابت طرح نهایی شکل می گیرد. وی می گوید؛«یکی از شرط های این رقابت، ارسال تصویرهای ویدئویی با کیفیت بالا به زمین است. این شرط درباره سیستم های حسگری که می توان به ماه برد، محدودیت هایی اعمال می کند.» وی در ادامه می گوید؛«در مورد برقراری ارتباط نیز با دشواری هایی روبه رو هستیم. باید این تصویرهای با وضوح زیاد را به زمین ارسال کنیم، بنابراین به یک سیستم با پهنای باند زیاد نیاز داریم. این یکی از دشواری های فنی است که ما تلاش می کنیم بر آن چیره شویم.» ● آغاز شمارش معکوس جایزه ایکس پرایز ماه سومین جایزه یی است که بنیاد ایکس پرایز بانی آن بود. اولین جایزه که در سال ۲۰۰۴ اهدا شد نیز به موضوع گسترش صنعت فضاپیمایی خصوصی مربوط بود. گروه سازنده هواپیمای موشکی اسپیس شیپ وان این جایزه ده میلیون دلاری را به چنگ آورد. این گروه توانسته بود فردی را به ارتفاع ده کیلومتری از سطح زمین ببرد و همین کار را طی یک هفته یک بار دیگر تکرار کرد. سخنگویان شرکت اودیسه ماه در کنار یک پوستر سخن می گفتند که روی آن نوشته شده بود «ساعت به کار افتاد.» این گروه در تلاش است بر این محدودیت زمانی چیره شود زیرا این رقابت تا ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴ ادامه دارد و اگر گروهی برنده این مسابقه نشود، مسابقه لغو می شود. www.bbc.co.uk جان ستوارت ترجمه: رقیه علی نژاد |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/07ساعت 13:45 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
شايد يك ايده جديد در مورد ماشين زمان به نسلهاي بسيار دور در آينده اين توانائي را بدهد تا به گذشته سفر كنند. بر خلاف ايده هاي قبلي ، اين ايده جديد به موادي با خاصيتهاي غير عادي و موادي با اشكال تئوريك نيازي ندارد. اما اين ايده نوين هنوز به فناوري بسيار پيشرفته اي كه فراتر از دانش فعلي مي باشد نياز دارد. علاوه بر آن ، سئوالات عمده در مورد اينكه آيا اين ماشين زمان آنقدر ثابت و پايدار خواهد بود تا سفر واقعي به گذشته را ممكن سازد وجود دارند. پژوهشگران ماشين زمان اغلب گرانش راا مورد كاوش و تحقيق قرار مي دهند. اساس ، گرانش زماني بوجود مي آيد كه ماده زمان و فضا را خم مي كند. پژوهش در خصوص سفر در زمان بر اساس خم شدن فضا-زمان تا حدي كه در واقع خطوط زمان به سوي خود برگردند و يك "حلقه" را تشكيل دهند قرار دارد. اين پديده با نام تخصصي " منحني بسته مشابه زمان" شناخته شده است. آموس اوري فيزيكدان نظري از انستيتوي فناوري حيفا مي گويد" ما مي دانيم كه خم شدن پديده اي است كه همواره اتفاق مي افتد. اما قصد ما اين است كه اين خم شدگي آنقدر قوي باشد و شكل خاصي ايجاد كند تا خطوط زمان تشكيل حلقه هاي بسته را بدهند. ما تلاش داريم تا دريابيم كه آيا امكان دستكاري و تغيير فضا-زمان براي بوجود آوردن اين حلقه ها ممكن مي باشد يا خير. بسياري از دانشمندان در مورد احتمال مسافرت در زمان ترديد دارند. براي مثال ، تصور بر اين است كه ماشين زمان معمولا به شكل غير عادي از ماده به نام " غلظت انرژي منفي" نياز دارد. اين چنين ماده اي خواص غير معمول و عجيبي دارد: زمانيكه هل داده شود در جهت مخالف ماده معمولي حركت مي كند. از لحاظ نظري يك چنين ماده اي مي تواند وجود داشته باشد اما اگر هم وجود داشته باشد مقدار آن آنقدر كم است كه براي ساخت ماشين زمان كافي نيست. تحقيقات اوري پيشنهاد مي كند كه ماشين زمان بدون ماده غير عادي نيز ممكن مي باشد كه بدين ترتيب يكي از موانع سفر در زمان را بر مي دارد. پژوهش وي با چاله اي حلقه مانند آغاز مي شود كه در ميان يك گوي از ماده عادي پيچيده و پوشانده شده است. درون اين خلا حلقه مانند ، مي توان با استفاده از ميدانهاي گرانشي متمركز فضا-زمان را بر روي خودشان خم كرد تا يك منحني بسته مشابه با زمان ايجاد كنند. براي برگشت در زمان ، مسافر مي بايد با سرعت درون اين حلقه چرخانده شود تا با هر "دور" به زمان دورتري برگردد. اوري مي گويد" اين ماشين همان" فضا- زمان" است. اگر ما بتوانيم يك ناحيه از فضا را با يك چنين خميدگي ايجاد كنيم كه قادر باشد خطوط زمان را به هم نزديك كند ، نسلهاي آينده مي توانند به گذشته برگردند و از زمان ما ديدن كنند. اوري تاكيد مي كند كه اين ماشين با يك محدوديت عمده روبرو خواهد بود: اين ماشين نمي تواند به زمان قبل از ساخت خود مسافرت كند". برخي موانع بر سر راه اساخت اين ماشين وجود دارند. ميدانهاي گرانشي براي ايجاد چنين منحني مشابه زمان مي بايد بسيار قدرتمند باشد. به عبارت ديگر مي بايد تقريبا مشابه يك سياهچاله باشد. اوري مي گويد " ما هنوز روشي براي ايجاد چنين ميدانهاي گرانشي پر قدرتي در دست نداريم و همچنين روشي براي دستكاري و تغيير اين گونه ميدانهاي گرانشي در دسترس نيست." وي ادامه مي دهد كه تغيير اين ميدانها مي بايد با دقت بسيار بالا و خاصي انجام گيرد تا محيطي پايدار ايجاد گردد. زيرا هر گونه انحراف حتي در اندازه اي بسيار كم و كوچك باعث اختلال در ميدانهاي گرانشي ديگر مي شود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/05ساعت 15:20 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
ميليارد ها سال بعد كهكشان خانگي ما با همسايه ي بزرگ و نزديك خود برخورد خواهد كرد كه باعث ايجاد منظره اي بي همتا در اين گوشه از جهان پهناور خواهد شد. سحابي بزرگ (Great Nebula)در صورت فلكي آندرومدا يكي از حيرت آور ترين اجرامي است كه حتي با چشم غيرمسلح درآسمان نيمكره ي شمالي زمين ديده مي شود.در شرايط مناسب،اين كهكشان به صورت لكه اي مه آلود با اندازه ي تقريبي نصف ماه بدر در 20 درجه اي كهكشان راه شيري جاي گرفته است. طبق اطلاعات بدست آمده از عهد باستان، اين كهكشان براي اولين بار در قرن دهم پس از ميلاد توسط منجم ايراني، عبدالرحمان صوفي رازي، ديده شد كه او اين جرم را در كتاب صور الكواكب خود، ابر كوچك ناميد كه در جلوي دهانه ي صورت فلكي حوت قرار داشت.
اكنون ما مي دانيم كه اين بيضي مه آلود، در حقيقت يك كهكشان مارپيچي بزرگ است. كهكشان آندرومدا يا Messier 31 زادگاه ميليارد ها ستاره با حدود 2.5 ميليون سال نوري فاصله از كهكشان ما، در حقيقت دورترين جرمي است كه مي توانيد با چشم غيرمسلح ببينيد .اما نوري كه ما اكنون از اين كهكشان مي بينيم سفرخود را در دوران انسانهاي نخستين به سمت ما آغاز كرده است . اين ابر كوچك نوراني در حالي كه ما را به گذشته متصل مي كند، همزمان ما را به آينده خود نيز علاقه مند مي كند. حقيقتا، سرنوشت راه شيري و شايد خود زمين با اين كهكشان گره خورده باشد. شواهد نجومي اخير ثابت كرده كه اين دو كهكشان مارپيچي بزرگ در آينده به هم برخورد خواهند كرد كه باعث به هم پيوستن اين دو كاهكشان در زماني حتي قبل ازتبديل شدن خورشيد به يك غول سرخ مي شود. * روند تصادم كشف متغيرهاي قيفاووسي در M31 ادوين هابل را توانا ساخت تا بتواند فاصله ي زياد اين كهكشان مارپيچي كه خواهر راه شيري نيز ناميده مي شود را با ما، تخمين زده و با استفاده از آن چندي بعد نظريه ي جهان در حال انبساط را اعلام كند. اما آندرومدا همراه تعدادي كهكشان هاي كوچكتر در گروه محلي خودمان از اين قانون هابل پيروي نمي كنند. گر چه كهكشان هاي دورتر با سرعتهايي كه بستگي به فاصله شان دارند از ما دور مي شوند، آندرومدا و تعدادي از همسايگان ما به سمت ما در حال حركتند. بعد از اصلاحات در مورد حركت انتقالي خورشيد به دور مركز كهكشان، كهكشان آندرومدا با سرعتي تقريباً برابر 120 كيلومتر بر ثانيه به سمت راه شيري در حركت است.
شرح تصویر:كهكشان مارپيچي بزرگ M31 عظمت خود را در عكس هاي نجومي نشان مي دهد. اما در آينده ي دور با چشم غير مسلح مي توان تا حدودي ازجزئياتي كه دراين عكس نمايان است را ديد.راه شيري وآندرومدا با هم برگروه محلي تسلط دارند.گروهي با بيش از45كهكشان شناخته شده . رويارويي نزديك:در بالا 4 مدار ممكن براي آندرومدا و راه شيري كشيده شده است كه هر كدام نظريات متفاوتي در مورد سرعت شعاعي و مماسي آندرومدا، جرم دو كهكشان و مركز جرم دو كهكشان مي دهد. اما هيچ شكي نيست كه اين دو جرم در حال نزديك شدن به هم هستند و به طور حتم يك رويارويي نزديك رادر3 ميليارد سال آينده خواهند داشت.حتي اگر آنها همديگر را از مسير خارج كنند در عبور بعدي به هم برخورد خواهند كرد. Franz Kahn و Lodewijk Woltjer در سال 1959 اين اوضاع غير منتظره را درك كردند و با پيشنهادي شجاعانه اعلام كردند كه شايد آندرومدا و راه شيري از لحاظ گرانشي به هم مرتبط هستند،كه باعث ايجاد يك سيستم دوتايي كهكشاني شده است. آنها اعلام كردندكه اين دوكهكشان بعد ازانفجاربزرگ خيلي نزديك به هم شكل گرفته اند وبر اثرانبساط كيهاني ازهم جداشده اند.اين دو جرم پرستاره درحقيقت به خاطروابستگي متقابل گرانشي كه دارند شروع به حركت به سمت يكديگركرده اند. اگر اين كهكشانها مداري با گريز از مركز زياد مانند مدار يك دنباله دار داشته باشند، ستاره شناسان مي توانند با استفاده از فاصله و سرعت M31 در طي 13.7ميليارد سال عمر جهان مدار حركت و از همه مهمتر جرم كل را حساب كنند. اين ايده ها و محاسبات را با نام استدلال زمان بندي مي شناسند و اطلاعاتي از قبيل مجموع جرم حدود 4.7 تريليون جرم خورشيدي را بدست مي دهد. Kahn و Woltjer مدعي بودند كه بايد منبع جرم ديگري اطراف كهكشان ها باشد، در حالي كه ستارگان، گازها و گرد وغبارها فقط10درصداز اين مقدارراشامل مي شوند.اين اولين اثبات براي وجود ماده سياه درگروه محلي ماست.تخمين هاي Kahn و Woltjer كه بر اساس استدلال زمان بندي بود، بسيار نزديك به مقادير امروزي هستند كه نشان دهنده ي حدود 3 تريليون جرم خورشيدي است كه از تجزيه و تحليل حركت كهكشان هاي در حال چرخش پيرامون راه شيري و M31 به دست آمده است. ستاره شناسان امروزي مي توانند استدلال زمان بندي را يك گام به جلو بياورند. آندرومدا در حال نزديك شدن است، اما چه موقع برخورد خواهد كرد؟ راه حل مداري ( كه مداري با گريز از مركز زياد را متصور است) برخوردي در 3 ميليارد سال آينده از هم اكنون را پيش بيني مي كند. شايد به نظر بسيار دور باشد اما بايد گفت كه اين پديده قبل از يك پديده ي قريب الوقوع ديگر اتفاق مي افتد، مرگ خورشيد ما. خورشيد يك كوتوله با رده طيفي G2 مي باشد كه عمري معمولي تقريبا برابر با 10 ميليارد سال دارد. بايد گفت كه خورشيد هم اكنون 5 ميليارد ساله است و فقط 5 ميليارد سال ديگر مانده تا مانند يك غول سرخ متورم شده و زمين را بسوزاند.اما زمين سوخته را فراموش كنيد. چه طور است به چيز بزرگتري مانند برخورد راه شيري و آندرومدا بپردازيم؟
شرح تصویر - بالا: برخورد ميان دو كهكشان امروزه به دليل انبساط جهان كه كهكشان ها را از هم دور مي كند، بسيار نادر است. مام همان طور كه اين عكس از NGC 4676 از تلسكوپ فضايي هابل نشان مي دهد، بر هم كنش هاي متقابل گرانشي دو كهكشان مي تواند بر نيروي انبساط جهان فائق شود و دو كهكشان را در يك برخورد سهمگين به يكديگر پيوند دهد. اين برخورد كه در 300 ميليون سال نوري زمين و در صورت فلكي غراب اتفاق افتاده نشان دهنده ي دنباله هاي كشندي مشخصي است.
هنگامي كه راه شيري به آندرومدا ملحق شود، مركز كهكشان جديد بسيار شبيه به مركز Arp 220 درصورت فلكي مار مي شودكه دراين عكس از هابل نشان داده شده است. بيش از200 خوشه ي ستاره اي جوان كه از الحاق دو كهكشان به وجود آمده اند مانند لكه هاي سفيد- آبي در اين كهكشان الحاقي در 250 ميليون سال نوري از ما ديده مي شود.
پايين: نتيجه ي برخورد راه شيري با آندرومدا يك كهكشان بيضوي است كه بسيار شبيه به كهكشانNGC 5128 خواهد بود. اين عكس كه با تلسكوپ چهار متري Blanco در چين گرفته شده است توسط كامپيوتر پردازش شده تا جزئيات نمايان شود، مخصوصاً مسير سياه و قوس هاي كشندي آبي باقي مانده از اين كهكشان كوچك. ستاره شناسان نميتوانند زمان اين برخورد بزرگ را با دقت محاسبه كنند، اما سرانجام اين اتفاق خواهد افتاد. فرضيه مدار غير عادي و برخورد، همگي بستگي به حركت غير قابل پيش بيني يا سرعت مماسي كهكشان آندرومدا دارد. اگرM31 حركت مماسي قابل پيش بيني داشته باشد، دو كهكشان ممكن است با فاصله ي چند صد هزار سال نوري از كنار هم بگذرند. اما از دست دادن انرژي مداري هنگام رويارويي نزديك باعث اين برخورد در چند ميليارد سال آينده خواهد شد. از ابتداي استدلال زمان بندي ستاره شناسان توانسته اند حركت كهكشان هاي گروه محلي را مدل سازي كنند. هنگامي كه گرانش ديگر اعضاي گروه محلي و نيز اثرات كشندي گروه هايديگر نزديك خود را در نظر بگيرند، سرعت مماسي آندرومدا را چيزي بين 0 تا 150 كيلومتر بر ثانيه تخمين مي زنند كه برابر حركتي از 0 تا 42 ميكرو ثانيه ي قوسي در آسمان در هر سال مي شود. ماموريت طيف سنجي ناسا يا ماموريت Gala در سازمان فضايي اروپا ممكن است بتوانند اين حركت را در هر ده سال نمايان كنند. اما هم اكنون اين موضوع ناشناخته است. عجالتاً برخورد روبرو بين راه شيري و آندرومدا واقعه اي مشخص است كه قبل از فنا شدن زمين انجام خواهد گرفت. *برخورد کهکشانها برخورد راه شيري و آندرومدا يك شگفتي بزرگ است كه ستاره شناسان را متوجه الحاق كهكشان ها در دور و نزديك كرده است. در حال حاضر اين پديده يك واقعه ي معمولي نيست.تقريباً يكي در صدها كهكشان بزرگ در جهان هاي نزديك است كه در يك برخورد بزرگ شركت كند. اما اگر به عقب تر نگاهي بياندازيم، تعداد برخورد ها به طور چشمگيري افزايش مي يابد. در عكس لكه هايي از گاز و ماده ي سياه منقبض شده توسط افت و خيز چگالي نخستين، در ابتدا با هم تلفيق شده و ساختارهاي بزرگتري مي سازند كه سرانجام تبديل به كهكشان مي شوند، فرايند برخورد و ملحق شدن هستند كه مكانيسم تولد و يا تكامل آنها را تشكيل مي دهند.
شرح تصویر: دنباله هاي كشندي در كهكشان هاي الحاقي NGC4038 و NGC 4039 كه تا صدها و هزار ها سال كشيده شده اند.اختر شناسان اين مجموعه را با نام شاخك مي شناسند به خاطر شباهت زياد دنباله هاي كشندي به شاخك هاي حشرات. هر دو كهكشان بسيار شبيه به راه شيري و آندرومدا هستند. ادغام راه شيري و آندرومدا فقط گام ديگري است در فرايند مداوم شكل گرفتن ساختار هاي جديد. در حقيقت، در حالي كه ما برخورد كهكشان ها را مخرب مي شماريم، بهتر است اين پديده به صورت يك دگرگوني نشان داده شود. شبيه سازي هاي كامپيوتري نشان مي دهند كه الحاق دو كهكشان مارپيچي به ناچار منجر به تبديل شدن به يك كهكشان بيضوي است. گرچه هنوز بحث هاي زيادي در مورد اين كه همه ي كهكشان هاي بيضوي از اين راه شكل مي گيرند وجود دارد، اما بعضي از آنها از اين قانون پيروي مي كنند. اخترشناسان شيفته ي بحث در مورد برخورد كهكشان ها و اثرات آنها در تكامل كهكشان ها و كيهان شده اند.در اوايل سال1970، مطالعات گوناگون نشان دادكه رشته هاي ستارگان نزديك به جفت هاي كهكشان ها ناشي از برهمكنش هاي كشندي گرانشي آنها است.دو برادربنام هاي Alar Toomre از MIT و Juri Toomre ازدانشگاه کلرادو که تحقيقات اوليه اي در اين باره انجام دادند و كمك شاياني به پيشرفت اين تحقيقات كردند ، اين ساختارها را دنباله های كشندي و پل ناميدند. كار آنها نشان مي دهد كه اين رشته ها چگونه شكل مي گيرند. در يك كهكشان مارپيچي منفرد، نيروي گرانشي مركزي سعي در اين دارد كه ستارگان را در مدار هايي به شكل دايره اطراف خود نگه دارد تا بتواند شكل صفحه اي خود را حفظ كند. اما موقعي كه دو كهكشان نزديك هم مي آيند، نيروي كشندي آنها بسيار زياد مي شود كه مي تواند نيروي مركزي را خنثي كند. در نتيجه ستارگان در دو سر مخالف كهكشان ها مانندسنگهايي كه ازميليارد ها قلاب سنگ رها مي شوند به سمت بيرون پرتاب مي شوند. جزئيات برخورد به جهت دو كهكشان هنگام برخورد بستگي دارد. اما عموماً حاصل برخورد يك الگوي كهكشاني مارپيچي با دو بازوي باز است. در مدل ها، كهكشان هايي كه فقط شامل ستارگان هستند بسيار زود به هم ملحق مي شوند( با يك گردش) و به شكل يك كهكشان بيضوي درمي آيند.شايد غير قابل تصور باشد،اما ستارگان منفرد در اين الحاق به هم برخورد نمي كنند چون كه اندازه ي ستارگان نسبت به فاصله ي آنها از هم بسيار كوچك است. دو كهكشان كه از كنار هم مي گذرند مانند دو روح هستند كه در شب از كنار هم عبور مي كنند. بر هم كنش نيروي گرانشي حاصل از دو كهكشان به طوري گسترش مي يابد كه دو كهكشان نهايتاً به هم مي پيوندند.
شرح تصاویر : عكس هاي تلسكوپ فضايي هابل اين موضوع را كه چگونه برخورد ها باعث رمبش ابر هاي گازي مي شود را آشكار مي كند كه باعث ايجاد ستارگان آبي و داغ بي شماري به صورت خوشه ها مي شود . اما حدود 10 % از جرم يك كهكشان مارپيچي واقعي به حالت گاز است كه اين كسر در اوايل تشكيل كهكشان بيشتر است. هنگامي كه مدل ساز ها گاز را به شبيه سازي هاي خود اضافه كردند، فهميدند كه بلافاصله اين گاز ها به سمت هسته ي كهكشان الحاقي كشيده مي شوند و باعث به وجود آمدن ستارگان يكي پس از ديگري مي شوند. اسناد،بسيارشبيه به انفجار ستارگان دركهكشان هاي ملحق شونده ي Arp 220 در صورت فلكي مار است. كهكشان هاي بزرگتر همچنين داراي يك سياه چاله ي بسيار چگال در مركزشان مي باشند. طي الحاق دو كهكشان، دو سياهچاله به سمت مركز كهكشان بيضوي تازه شكل گرفته كشيده مي شوند و باعث به وجود آمدن يك دوتايي بسيار نزديك مي شوند كه باعث از دست دادن انرژي مداري و فرستاده شدن ستارگان به مدارهاي بلندتر مي شود. هنگامي كه دو سياه چاله به فاصله ي يك سال نوري هم مي رسند ، شروع به ملحق شدن از طريق گسيل امواج گرانشي مي كنند. گاز هاي كشيده شده به داخل سياهچاله ي عظيم الجثه، تشكيل صفحه اي يكپارچه را مي دهد كه به طور باور نكردني شروع به درخشيدن مي كند كه مانند يك كوازار درخشان يا يك هسته ي فعال معمولي به نظر مي رسد. تمام اين پديده هاي جذاب هنگام برخورد آندرومدا با راه شيري اتفاق مي افتدوخورشيدبايد ازهمه ي آنها جان سالم به در ببرد. براي گشتن به دنبال جزئيات بيشتر در مورد اين نمايشنامه، ما مجبوريم كه يك مدل بسازيم. در يك دهه ي گذشته Chris Mihos ، Lars Hernquist و من مدل ساده اي از اجزاي سيستم راه شيري-آندرومدا كه نمايانگر جرم آن ستارگان و ماده ي سياه بودند ساختيم. هدف ما تحقيق در مورد خواص دنباله ي كشندي بود. اين مدل شامل فاصله، سرعت شعاعي و جهت دو كهكشان و همچنين سرعت مماسي 20 كيلومتر در ثانيه در جهت گردش كهكشاني بود. اين شرايط كه اجازه ي رويارويي نزديكي كه باعث ايجاد دنباله ي كشندي بود را مي داد. در طي سالها ، من هر گاه كه ابر كامپيوتر هاي جديد در دسترس بودند روي اين مدل كار كرده ام. ظاهراً به عنوان آزماينده مسئله كه مي توانستم به ماشين ها و برنامه هاي جديد دسترسي داشته باشم. اما بيشتر براي سرگرمي خودم بود. شبيه سازي ها از حدود 30 هزار جزء در اواسط 1990 به 300 ميليون جزء رشد كرده اند كه در محاسبات اين مقاله به كار گرفته شده است. همچنين من نمايشي را از روي مدلمان طراحي كردم كه از منظر زمين است. *چگونگی برخورد در حالي كه خورشيد به گردش خود دور هسته ي كهكشان ادامه مي دهد، و همچنان كه كهكشان ما به M31 نزديك مي شود، آسمان شب ما دائما به اجزاي كوچك تر قسمت مي شود. در حالي كه گردش خورشيد تقريبا شبيه دايره است ، شكل معروف راه شيري به طور قابل توجهي تغيير نمي كند. اما ابر كوچك صوفي تبديل به ابر بزرگ خواهد شد، و هر تماشا گر آسمان از نماي بسته ي كهكشان ديگري كه آسمان را در بر گرفته لذت خواهد برد. شكل و بافت آندرومدا مانند راه شيري خواهد بود اما برآمدگي آن و بازوهاي مارپيچي آن به وضوح ديده خواهد شد. هنگامي كه در 3 ميليارد سال بعد دو كهكشان هم پوشاني مي كنند، آندرومدا از نگاه ما از لبه و به صورت كج ديده مي شود و تشكيل يك اشتراك از دو كهكشان مانند راه شيري راه در آسمان ما مي دهد. سپس آندرومدا دور خواهد شد؛ اما نيروي كشندي قوي باعث ايجاد يك الگوي دو بازويي مارپيچي با دنباله هاي كشندي طولاني مي شود. مانند آن چيزي كه ما در NGC 4038 و NGC4039 در صورت فلكي غراب مي بينيم. كشيدن هاله ي سياه راه شيري، انرژي مداري آندرومدا را كم مي كند و دور شدن آندرومدا را به چند صد هزار سال نوري محدود مي كند.M31 دوباره به سمت ماحركت خواهد كرد و اين دفعه در عرض چند صد ميليون سال به ما مي رسد. اين بار برخورد رو به رو خواهد بود و دو كهكشان رويارويي هاي بسيار نزديك و سريعي با هم خواهند داشت كه 100 ميليون سال به طول مي انجامد كه سرانجام به يك الحاق و تبديل به يك كهكشان بيضوي مي انجامد. كه توسط يك پوشش خوب و مواج و دو دنباله ي كشندي بلند احاطه شده است. دقيقاً بعد از اولين رويارويي،نيروي گرانشي مركب باعث آشفته شدن مدار خورشيد مي شود كه سبب فرو رفتن خورشيد به سمت قلب كهكشان مي شود. آسمان شب ما دائماً در حال نوسان بين نگاه دور دو كهكشان مارپيچي تعامل كننده و آسماني متراكم و پر از ستارگان روشن خواهد بود در حالي كه ما در حال صعود به برآمدگي راه شيري هستيم. شبيه سازي هاي ماشامل گاز هانمي شوداما نسخه ي مشابهي كه شامل تركيبي ازگازوستارگان است هم اكنون درمركزآسمان نماي برخوردهاي كيهاني زمين وفضا درنيويورك درحال نمايش است.برخورد دوديسك گازي به ناچارمنجربه انفجارستاره اي مي شود كه شمار ابر نواختر ها را از حدود 2 عدد در هر قرن به يكي در هر سال مي رساند. در حالي كه خورشيد از مركز كهكشان الحاقي مي گذرد ناظران مي توانند شاهد انفجار ساليانه ي ستارگان باشند كه مي تواند بسيار بيشتر از نورانيت ديگر ستارگان باشد. احتمال كمي هم وجود داردكه يك سوپرنوا(ابرنواختر)درنزديكي زمين منفجرشودوباعث به خطرانداختن حيات باقيمانده تاآن موقع بشود. برخورد كهكشاني باعث ايجاد يك سياه چاله دو تايي بسيار نزديك مي شود كه در نهايت اعضاي آن با هم تركيب مي شوند. اما بر اساس محاسبات انجام شده سفر دروني آنها ممكن است ميليون ها سال طول بكشد تا به اين سرنوشت دچار شوند. با مدار جديد خورشيد، ستاره ي ما ممكن است از فاصله ي دوري از دوتايي بگذرد و تصويري را از افق حادثه ي سياه چاله و شايد رشد ديسك تازه متولد شده به ما بدهد. حقيقتاً منظره ي جالبي براي تماشا خواهد بود اما ممكن است كه بسيار نزديك و تهديد آميز باشد. گرانش دو هيولاي دوقلو ممكن است خورشيد را از كهكشان خارج كند و به جايي ببرد كه بتواند تنها وآرام در فضاي بين كهكشاني بميرد.افق اتفاق دريك سياه چاله ي بسيارچگال ممكن است به اندازه ي منظومه ي شمسي خودمان باشد اما شانس كمي وجود دارد كه خورشيد در امتداد مرز يكي از اين كرانه ها قرار بگيرد. در اين صورت تمام نشانه ها تمدن بشري به فراموشي سپرده خواهد شد و تنها يك اثر از ما باقي مي ماند: امواجي ناگهاني از تشعشعات گرانشي كه در كيهان با سرعت نور پخش مي شود. در زماني كه علم آزادانه با دين تركيب شده بود، او مشتاقانه در مورد اين جهان پهناور و جايگاه ما در آن فكر مي كرد: در اين آفريده ي بزرگ آسماني، انحلال يك جهان، مانند جهان ما، و يا انحلال تمام سيستم جهان، ممكن است براي خالق بزرگ طبيعت بيشتر از اتفاقات عادي در زندگي با ما نباشد، و در هر حالت، اين روزهاي نحس ممكن است مانند هر تولديامرگ هريك ازمابرروي زمين مكرر باشد.اين ايده مفهومي بسيارخوشحال كننده در خود دارد.اين كه من هيچگاه نمي توانم بر فراز ستارگان نگاه كنم بدون اينكه در شگفت باشم كه چرا تمام جهان ستاره شناس نمي شوند.حتي فكر كردن در مورد مرگ زمين بسيار غم انگيز است، اما ستاره شناس بريتانيايي Thomas Wright در قرن 18 طور ديگري فكر مي كرد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/05ساعت 15:13 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
علم بر این اعتقاد است که جهان در حال انبساط است و این انبساط 13.7 بیلیون سال پیش در عالم آغازشده است. مدارک زیادی برای تائید این نظریه وجود دارد، مانند: دور شدن کهکشان ها از ما، تابش زمینه کیهانی و وجود هیدروژن و هلیوم در جهان. اما چه چیزی قبل از انفجار بزرگ رخ داده است؟ نظر به اینکه تمام مواد و انرژی در نقطه ای که جرم و چگالی در آن بینهایت بوده و همه به هم پیچیده بودند، تصور مشاهده قبل از این زمان و اینکه چه رخ داده است بسیار مشکل است. مارتین بوجووالد و چند تن دیگر از کیهان شناسان از دانشگاه ایالت پن، تصور وقایع قبل از مهبانگ را امکان پذیر می دانند، تفکرات و ایده های او به صورت مقاله ای در مجله معتبر Nature Physics به چاپ رسیده است. به عقیده او با استفاده از تکنیک های ریاضی با نام حلقه گرانش کوانتمی، که ترکیبی از نسبیت و مکانیک کوانتمی است می توان دیدی متفاوت نسبت به دوران اولیه جهان پیدا کرد. به اینصورت که نقطه آغاز که بینهایت کوچک و چگال بوده را می توان، در یک توپ که شامل مقداری چگالی و جرم است فشرده کرد. محققان بر این باورند که قبل از وقوع مهبانگ، جهان درون این توپ کوچک متلاشی شده است و سپس، دوباره دچار انبساطی شدید و قوی شده است. بر طبق این تئوری هندسه فضا زمان جهان قبل از مهبانگ بسیار شبیه به جهان امروز ما بوده است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/05ساعت 13:33 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
دانشمندان به تازگی دریافتهاند كه منظومه شمسی ما با ضربههای میدان مغناطیسی بین ستارهیی از اعماق فضا دچار فرورفتگی و قرشدگی شده است. این اطلاعات به وسیله فضاپیمای «وویجر» آژانس فضانوردی آمریكا (ناسا) در طول سفر ۳۰ سالهاش به لبه منظومه شمسی به دست آمده است. ادوارد استون، دانشمند ماموریت «وویجر»(VOYAGER) در موسسه فنآوری كالیفرنیا در این زمینه گفت: محققان تا مدت زیادی تصور میكردند كه منظومه شمسی خمیده شده اما هرگز تاكنون به مدارك علمی مستقیم و صریح در این زمینه دست نیافته بودند. به گفته این دانشمندان، فضاپیمای «وویجر - ۲» وارد تكان پایانی شد كه تقریبا یك میلیارد مایل در نیمكره جنوبی هلیوسفر منظومه شمسی از «وویجر - ۱» پیشتر رفته است. تكانی پایانی یك منطقه متلاطم فراتر از مدار پلوتون است؛ جایی كه بادهای خورشیدی نشات گرفته از خورشید به میزان قابل توجهی به دلیل برخورد با گاز رقیق فضای بین ستارهیی آرام میشوند. |
||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/10/04ساعت 22:1 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
|||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/03ساعت 19:56 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|||||
|
تيمي از اخترشناسانِ دانشگاه هاي نورس وسترن، هاروارد و ميشيگان با استفاده از کامپيوتري جديد، براي اولين بار نشان داد؛ سياهچاله هاي اَبَرپُرجرم طي واکنش هاي متقابل سه گانه در هم مي آميزند. اين سياهچاله ها در مرکز (هسته) بيشتر کهکشان ها وجود دارند. فردريک راسيو، اختر شناس و فيزيکدان دانشگاه نورس وسترن، هشتم جولاي در ملاقاتي با انجمن نجوم آمريکا، اين اکتشاف را ارائه داد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/03ساعت 19:32 توسط زمان وزیری،شرعی،عبداللهی،کاظمی،یزدانپرست |
|
|
تصويري تازه از تلسكوپ فضايي اسپيتزر ناسا، ستاره اي نوزاد را در فاصله ي 1140 سال نوري از زمين نشان مي دهد كه در حال دميدن در دو "حباب" عظيم است. تصويري تازه از تلسكوپ فضايي اسپيتزر (Spitzer Space Telescope) ناسا (NASA)، ستارهاي نوزاد را در فاصلهي 1140 سال نوري از زمين نشان ميدهد كه در حال دميدن در دو "حباب" عظيم است. اما اين ستارهي كودك كه HH 46/47 نام دارد، براي باد كردن حبابها در فضاي بيرون نه از آدامس بادكنكي بلكه از فورانهاي قدرتمندي از گاز استفاده ميكند.
در اين تصوير پردازش شده از تلسكوپ فضايي اسپيتزر، ستارهي نوزاد HH 46/47 در حال دميدن دو "حباب" بزرگ
ديده ميشود. اين ستاره 1140 سال نوري از زمين فاصله دارد. (براي ديدن تصوير بزرگتر روي عكس كليك كنيد.)
NASA/JPL-Caltech
در مركز تصوير استپيتزر ميتوان ستارهي خردسال را به صورت نقطهاي سفيد ديد. دو حباب به صورت پوستههاي بيضوي توخالي از مادهي سبزآبي رنگ نشان داده شدهاند كه از ستاره به بيرون گسترده شده. باريكههاي سبز رنگ در تصوير نشانگر گاز هيدروژن ملكولي گرم است در حالي كه ته رنگ آبي، حاصل پراكنش نور ستاره در غبار گرداگرد ستاره است.
اين حبابها هنگامي تشكيل شدند كه فورانهاي قدرتمندي از گاز كه با سرعت 200 تا 300 كيلومتر بر ساعت در حركت بودند، با ابرهاي گازي كيهاني كه HH 46/47 را دربرداشتند، برخورد كردند. لكههاي قرمز رنگ در انتهاي هريك از حبابها، نشانگر حضور گاز گوگرد و آهن در جايياند كه فورانهاي باريك ستاره هماكنون در حال برخورد رو در رو با ابرهاي گازي كيهاني و مواد غباري هستند.
به گفتهي تانگاسمي ولوسامي (Thangasamy Velusamy) از آزمايشگاه جت پيشرانه ناسا (NASA Jet Propulsion Laboratory) در پاسادناي كاليفرنيا (Pasadena, Calif )، ستارگان نوزاد و قرصهاي تشكيل سيارهاي بالقوهي آنان با متوقف ساختن و جذب گاز و غبار پيرامون به وسيلهي گرانش، رشد ميكنند. گمان دانشمندان بر اين است كه وقتي ستارهي نوزاد مركزي، بادها و فورانهاي قدرتمندي ايجاد ميكند كه مواد پيراموني را ميپراكنند، اين قرصها از توقف باز ميايستند.
ولوسامي ميگويد: "استپيتزر ميتواند از اين فورانها و بادها، در پرتوي فروسرخ تصويربرداري كرده و به ما در فهم جزييات اين پديده، ياري برساند."
براي اخترشناساني كه ميدانند دنبال چه چيزي بگردند، ابزارهاي فروسرخ فوقِ حساس است |